تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
نكنند ، ارتكاب گناهى عظيم كرده باشند ، « * » و از آب زلال و نوالهء نوال حوض كوثر ، محروم مانند . و بعد از عذر و استغفار ، غرامت حاضر كردن سنّت است . كعب مالك - رضى اللّه عنه - با رسول - صلى اللّه عليه و سلم - گفت : يا رسول اللّه ظنّ [ من ] چنانست كه توبت من قبول نباشد ، تا آنگاه كه ، از جملهء مال خروج كنم ، و از آن موضع كه آنجا گناه كرده‌ام ، نقل كنم . رسول - عليه السّلام - گفت : اگر از سر دو دانگ مال برخيزى ، و در راه حضرت عزّت صرف كنى ، ترا كفايت باشد ، مطالبت غرامت از اين جهت است ، و نيز بدان سبب كه چون ، اندرون صفا يافته باشد او را هيچ [ محبّتى ] بنمانده بود به دنيا ، و اين كار ، فنّ اين طايفه است ، و بدان متفرّد و ممتازند از ميان جملهء خلايق ، چه نظر بر استقرار نتايج آن دارند . و شرط آنست كه : آن‌كس كه در خانقاه ساكن باشد ، اگر روزگار به طاعات و عبادات به سر تواند برد ، شايد كه از محصول موقوفات خانقاه چيزى تناول كند به سبب طعام و لباس ، امّا اگر به كاهلى و بطالت مشغول باشد ، جائز نباشد از مال خانقاه چيزى به دو دادن . و اگر كسب داند ، شايد كه به كسب مشغول شود تا از بطالت و كسالت نجات يابد . از بهر آنكه ، مال خانقاه ، بر شخصى حلال باشد ، كه او را هيچ شغلى نباشد در دنيا الا عبادت حق تعالى ، و خادم خانقاه چون به شرط خدمت كند ، از مال خانقاه او را نصيبى بايد داد ، تا در خدمت فارغ القلب باشد و سستى و تهاون نكند در خدمت كردن ، و مشغولان به حق تعالى ، و دريوزه همين حكم دارد . و خدمت كردن اين طايفه ، به غايت مرضىّ و پسنديده است . بو عمرو زجاجى - قدّس اللّه روحه - مىگويد : مدّتى در خانقاه جنيد - رحمة اللّه عليه - معتكف بودم ، و به انواع اذكار و اصناف طاعات مشغول مىبودم . روزگار در معاملت با حق تعالى به سر مىبردم در [ آن ] مدّت ، جنيد - قدّس اللّه روحه - با من سخن نگفت ، و هيچ تحسين نكرده يك روز ، جنيد با جمع اصحاب از خانقاه بيرون رفته بودند ، به سبب تفرّجى يا عزم زيارتى . جامه بيرون كردم و چابك باز ايستادم و خانقاه پاك بروفتم . و آب بزدم ، چنان كه رسم باشد . چون ، جنيد - رحمة اللّه عليه - برسيد ، آن خدمت از من بپسنديد و مرا بنواخت ، و آن خدمت را تحسين كرد سه بار ، از بهر آنكه ، خدمت مثمر نجات و منيل درجات خواهد بود در عقبى ، چون نيّت صادق بدان مقرون باشد . و در ترك خدمت معذور نباشد ، الّا صاحب ذوقى كه او را حظّى تمام باشد در معاملت . و به ظاهر و باطن و قلب و قالب ، تسليم اوامر شريعت و طريقت آمده بود . و اداى شكر نعمت فراغ و نعمت كفايت بتواند گزارد . قال السّرىّ - رحمة اللّه عليه - : من لا يعرف قدر النّعم سلبها ، هر آن‌كس كه قدر نعمت نشناسد ، از زيادتى آن محروم ماند ، تا به كلّى آن نعمت از وى باز
هامش
( * ) اشاره به حديث : « من اعتذر اليه اخوه معذرة فلم يقبلها كان عليه من الخطيئة مثل صاحب مكس » جامع الصغير ج 2 ص 165 .