منهيان غيب از وى مىكنند . و ورد زبان استغفارش اين باشد بيت :
گوئى ز كسان آن جهان خواهم بود * يا هرزه دوان كاروان خواهم بود
هندوى گريز پاى با خواجه رسد * حالش چه بود ، من آنچنان خواهم بود
شيخ - رحمة اللّه عليه - گفت كه : از شيخ و مقتداى خود ضياء الدّين ابو النّجيب - رحمة اللّه عليه - سماع دارم كه اصحاب را مىگفت كه : چون ميان يكى از شما وحشتى افتد ، بايد كه مقدّم اصحاب ، آن كس را كه مبدأ ايذاء كرده باشد ، اشارت كند وى را كه : به قدم عذر بايست . اگر گويد : من اندرون خود صافى نمىبينم ، به ظاهر اعتبارى نيست ، بايد كه او را گويد كه : برخيز كه به بركت قيام ، حق تعالى صفا ببخشد و وحشت به كلّى مندفع شود ، و اين ماجرا كردن و اندرون را از بغض و حقد پاك گردانيدن ، خاصّه اين طايفه راست ، كه نخواهند كه اندرون ايشان ، به ظلمت كدورت و تفرقهء منازعت ، مكدّر و تاريك باشد ، و چون جافى عذر كند ، حاضران بايد كه عذر او قبول كنند . و در خبر است كه : « ارحموا ترحموا و اغفروا يغفر لكم » « * » يعنى : بر يكديگر رحمت و شفقت كنيد ، تا بر شما رحمت كنند [ و گناه از يكديگر عفو كنيد ، تا حق تعالى از شما گناهان عفو كند ] . و بعد از استغفار ، دست مقدّم اصحاب بوسه نهادن سنّت است . عبد اللّه عمر - رضى اللّه عنه - روايت مىكند كه رسول خدا - صلى اللّه عليه و سلّم - به غزائى رفته بود .
جماعتى از آن مردمان ، به گوشهاى رفتند و از مصاف به يكسو شدند . و من در ميان ايشان بودم ، در اين فكرت بوديم كه ، مخرج ما چگونه تواند بود ، و از مصاف بگريختهايم و در غضب و سخط حق تعالى آمدهايم ، پس صواب آن ديديم كه چون به مدينه رسيم ، توبت كنيم و خود را بر رسول - عليه السّلام - عرض كنيم ، تا كه ببينيم ، راه توبت گشوده است ، يا بسته . بر اين نيّت پيش از نماز بامداد ، به نزديك رسول - عليه السّلام - رفتيم ، گفت : چه قوميد شما ؟ گفتيم : گريزندگان از مصاف . گفت كه : شما عكّارانيد ، و عكّار ، آن باشد كه روى به هزيمت نهد و پس رجوع كند ، من عذر خواه شمايم در حضرت عزّت ، در استخلاص شما و جملهء مسلمانان ، چون اين مثال بشارت از دار الملك رسالت به ما رسيد ، نزديك وى رفتيم و دست مباركش بوسه داديم . و اين خبر دليل است بر آنكه ، جائز باشد كه اخوان الصّفا و اصحاب يكدل ، دست يكديگر را بوسه دهند و مريد دست شيخ را بوسه نهد . و اگر شخصى مقدم باشد بر اصحاب ، در وقت بوسيدن دست ، اگر تكبّرى و تجبّرى در نفس بيند ، شايد كه منع كند ؛ و نگذارد كه دست وى را بوسه دهند . و از آداب اين طايفه يكى آنست كه چون از سفر بازآيند ، يا بعد از استغفار ، يكديگر را در كنار گيرند ، تا بكلّى وحشت زائل شود ، و در وقت عذر ، عذر خواهند . از سر گناه برخاستن و جرم وى را عفو كردن ، سنّت است . رسول - عليه السّلام - فرموده است كه : هر آنكس كه عذر كند ، و حاضران عذر او قبول
هامش
( * ) جامع الصغير ج 1 ص 62 .