شيعه و براى افراد مؤمن مهم است ، دربرمىگيرد و فراهم مىكند و در همينحال ، درخصوص موضوع تعامل مؤمنان با غير مؤمنان بهطور عام ، و با نهاد سياسى حاكم بهطور خاص ، [ موضعى ] مبارزهجويانه ، هرچند واقعبينانه اتخاذ مىنمايد .
كافى نشان داد كه گفتمان حديثگراى قمى قادر بود مخالفت همهجانبهاى را با گفتمان عقلگرا ، سلسله مراتبى و سازشگرايانه جامعهء امامى بغداد به راه بيندازد و نيز به معناى دقيق كلمه ، قادر بود با بيان تمام مسائلى كه نسبت به زندگى امّت و نيز زندگى افراد ، داراى اهميت نظرى و عملى بود ، هم عقلگرايى و هم حديثگرايى اهل تسنّن را به چالش فراخواند .
در جريان اين امر ، كلينى - كه به انزجار عقلگرايان بغداد از غلوّ بهطور عام ، ترس رايج در بغداد از نهضتهايى همچون نهضت « زنگيان » و « قرمطيان » و ديگر قيامهاى پراكنده در منطقه ، گرايش نيروهاى اهل تسنّن به يك كاسه كردن شيعيان نامدارى همچون بنى فرات با قرمطيان ، و چالشهايى كه به ويژه افرادى همانند حلّاج ، و به ويژه شلمغانى ، پيشروى خصوص شيعهء دوازده امامى قرار داده بودند ، واقف بود - گرايشهايى را در حديثگرايى قمى ، كه به ويژه در بصائر به چشم مىخوردند ، يعنى گرايشهايى كه بر ماهيت خارقالعاده - و حتى شايد معجزهآساى - علم و شخصيت ائمّه [ عليهم السّلام ] و پيروانشان تأكيد داشتند ، كماهميت جلوه داد . رواج اين گرايشها در قم ، از فشارهاى دايم معنوى و سياسى - نظامى وارد شده بر تنها دولت - شهرى در حكومت كه شيعهء امامى و نيمه خودمختار بود ، حكايت داشت و با چنين فضايى متناسبتر بود .
برخى منابع آن عصر و بسيارى از منابع متأخّرتر ، بخصوص [ منابع نوشته شده توسط ] نجاشى ، طوسى و افراد مرتبط با طوسى ، يعنى شيخ مفيد ( م 413 ق / 1022 م ) و شريف مرتضى ( م 436 ق / 1044 م ) - كه همه ، بيشتر جوانب
دوره شكل گيرى تشيع دوازده امامى (فارسى) — صفحة 457
مساهمون: آندرو جي . نيومن
ص٤٥٧