كتاب « الزكاه » كافى داراى 528 روايت است . 38 على بن ابراهيم 174 روايت از 528 روايت ، يعنى 33 درصد را نقل كرده است . محمّد بن يحيى اشعرى با 101 روايت ، دومين دستهء بزرگ از روايات ، يعنى 19 درصد را نقل كرده است . دستهء بزرگ بعدى از روايات ، يعنى 54 روايت يا 10 درصد را عدهء قمى مرتبط با برقى نقل كردهاند . احمد بن ادريس اشعرى 21 روايت ، يعنى 4 درصد را نقل كرده است .
محمّد بن اسماعيل نيشابورى 16 روايت ، يعنى 3 درصد را نقل كرده است . عدهء مرتبط با احمد بن عيسى اشعرى 10 روايت ، يعنى قريب 2 درصد از كل ، و حسين بن محمّد اشعرى 8 روايت ، يعنى كمتر از 2 درصد را نقل كردهاند .
اشارهها به كسانى كه بايد درآمدهاى زكات را جمعآورى و توزيع كنند ، در كل كتاب پراكنده است . براى مثال ، در اولين روايت باب اول ، امام جعفر [ صادق عليه السّلام ] فرمودهاند : چون امام [ عليه السّلام ] اين گروهها را مىشناسد ، او درآمدها را بين آنها توزيع مىكند ؛ اما همچنين به افرادى از جمله سؤالكننده اشاره كرده است كه درآمدها را مستقيما توزيع مىكنند . امام [ عليه السّلام ] همچنين با عام دانستن سهم « مؤلّفة قلوبهم » و اسيركنندگان ، « 1 » و خاص دانستن سهم بقيهء گروهها ، اضافه كردهاند كه اگر امام [ عليه السّلام ] تشخيص دهند مقدار مورد بحث كافى نيست ، آن را افزايش خواهند داد . ( ج 3 ، ص 496 - 497 ، ح 1 )
روايت بعدى به « عمّال صدقات » اشاره كرده ( ج 3 ، ص 497 ، ح 2 ) و در روايت ديگرى ، امام جعفر [ صادق عليه السّلام ] به عاملى كه امام على [ عليه السّلام ] براى جمعآورى صدقات فرستاده بودند ، اشاره كردهاند است . ( ج 3 ، ص 536 - 538 ، ح 1 ) در روايتى كه عدهء مرتبط با برقى نقل كردهاند ، امام موسى [ كاظم عليه السّلام ] به فرد ثقهاى اشاره كردهاند كه مىتواند [ جمعآورى ] و توزيع صدقات به او واگذار شود . ( ص 539 ، ح
هامش
( 1 ) . گويا مقصود ، اسيرشدگان و بردگان است كه هزينهء آزادى آنها از موارد مصرف زكات است . ( ن )