شيعهء دوازده امامى در نهايت ، 7 دسته از امورى كه اين حكم را دربارهء آن جارى مىدانند ، مشروحا بيان كردهاند : غنايم جنگى ؛ معادن ؛ گنجهاى كشفشده ؛ اشياى قيمتى به دست آمده از دريا ، همچون مروايد ؛ منافع حاصل از كسب ، كشاورزى يا صنعت ؛ زمينهاى اهل ذمّه كه از مسلمان خريدارى شدهاند ؛ اموال حلال مخلوط با حرام . 33
كلينى 28 روايت دربارهء خمس را در بابى تحت عنوان « فىء و انفال و تبيين خمس و حدود آن و آنچه در خمس واجب است » به عنوان آخرين باب كتاب « الحجه » از اصول [ كافى ] ، قرار داده است . ( ص 537 - 548 ) 34 11 روايت از اين روايات از على بن ابراهيم و پس از وى از پدرش نقل شده كه 2 روايت آن از طريق جميل بن درّاج است ( ص 544 ، ح 8 و 9 ) ؛ 4 روايت با سنديّت سهل بن زياد نقل شده ؛ 3 روايت كه هريك از عدهء [ مرتبط با ] برقى نقل گرديده و يكى از طريق على بن ابى حمزه ثمالى ( ص 543 ، ح 6 ) و محمّد بن يحيى اشعرى است . على بن محمّد برقى 2 روايت نقل كرده ، و از عدهء مرتبط با احمد بن محمّد بن عيسى از خود احمد بن محمّد و از محمّد بن حسين اشعرى يك روايت نقل شده است . « 1 » احمد بن محمّد و محمّد بن يحيى هركدام از طريق محمّد بن سنان روايتى نقل كردهاند ( ص 544 ؛ ح 10 ؛ ص 545 ، ح 15 ) و خود سهل در اسناد روايتى كه مشتركا از طريق محمّد بن حسين و على بن محمّد نقل شده است ، به چشم مىخورد . ( ص 547 ، ح 22 )
كلينى به گونهاى كه براى اصول كافى غيرمعمول است ، اين باب را با يك تقريظ شخصى طولانى آغاز كرده و در آن متذكر شده است كه خداوند به فرشتگان فرمود :
هامش
( 1 ) . قسمت دوم اين جمله كاملا نادرست است ؛ چرا كه روايتى با چنين سلسله سندى اصلا در اين باب وجود ندارد . ( ن )