در اين حوزهء گسترده از موضوعات ، فهم به ارمغان آورد . 31
بدينروى ، درست همانگونه كه اصول كافى تلاشهاى عقلگرايان شيعى و سنّى را براى متمايز ساختن عقل به مثابهء ابزار مستقل تحليل در مقام استخراج اعتقاد و عمل ، زير سؤال برده بود و مبانى حجّيت و غيبت ائمّه [ عليهم السّلام ] را [ با استفاده ] از اين روايات شرح داده بود ، به همين منوال ، كلينى در فروع كافى چنين مطالب مشروحى را درخصوص اعمال روزمرّه [ با استفاده ] از روايات ائمّه [ عليهم السّلام ] فراهم كرد تا - هرچند تنها بهطور ضمنى - نشان دهد كه عقلگرايى شيعى نمىتواند چنين مجموعهاى از مطالب را در چنين مقياس وسيعى استخراج كند . و [ نيز ] اين روايات را بدينگونه تنظيم كرد تا به حديثگرايان سنّى نشان دهد كه مجموعهاى از روايات ائمّه [ عليهم السّلام ] وجود دارد كه به اندازهء تأليفات اهل تسنّن ، از مجموعهء گسترده و فراگيرى از موضوعات بحث كرده است ، به گونهاى كه مؤمنان مىتوانند مجموعهء متمايزى از اعمال را بر آن مبتنى كنند .
تشابهات ميان عناوين ابواب فروع كافى و ترتيبى كه كلينى به اين ابواب داده ، با عناوين و ترتيب ابواب مجموعههاى اهل تسنّن ، حاكى از اين است كه آشنايى كلينى با اين مجموعهها تلاش او را در جمعآورى مجموعهاى از روايات ائمّه [ عليهم السّلام ] ، كه موضوعات آن به اندازهء موضوعات مورد بحث در مجموعههاى سنّى گسترده بود . و در مرتب كردن اين روايات با استفاده از يك ساختار سازمانى بسيار شبيه آنچه گردآورندگان اهل تسنّن از آن استفاده كرده بودند ، تحتتأثير قرار داده است . 32
براساس تعداد و درصد اين روايات كافى ، فروع كافى بايد مورد توجه محققانهاى بيش از آنچه تاكنون قرار گرفته است ، مىبود . بقيهء اين بخش [ فصل هشتم ] اين را مطرح مىكند كه برخى از روايات فروع كافى درخور توجه بيشترى است ؛ زيرا اين
دوره شكل گيرى تشيع دوازده امامى (فارسى) — صفحة 391
مساهمون: آندرو جي . نيومن
ص٣٩١