روايات شاهدى ديگر هستند بر اينكه بسيارى از روايات كافى منشأ غالبا قمى و بخصوص اشعرى دارند و شايد مهمتر از آن ، شاهدى هستند بر اينكه بايد خود كافى را در مجموع ، دستكم تا حدّى ، پاسخ قمى و بخصوص اشعرى به گفتمان عقلگرا ، سلسله مراتبى و سازشگرا در باب اعتقاد و عمل دانست كه در ميان شيعيان دوازده امامى بغداد رايج بود و فروع كافى را بهطور خاص ، به مثابهء واكنش تند قمىها به حمايت عقلگرايان از سلسله مراتبى كردن سلطه بر امور روزمرّهء جامعه شيعه طى غيبت امام [ عليه السّلام ] و به سازش آنها با قدرت سياسى حاكم تلقّى كرد .
جمعآورى خمس و احكام آن
در روايات كافى دربارهء خمس ، ائمّه [ عليهم السّلام ] امورى را برشمردهاند كه بايد خمس آنها وصول شود . اين امور كمتر از امورى هستند كه اصوليان بعدى برشمردهاند .
ائمّه [ عليهم السّلام ] نه نقشى - چه رسد به نقشى منحصر به فرد - براى فقها در جمعآورى و توزيع خمس در نظر گرفتهاند - چنانكه اصوليان بعدى چنين كردهاند - و نه وجوب خمس را طىّ دوران غيبت بيان كردهاند . در عين حال ، ائمّه [ عليهم السّلام ] در اين روايات ، همچنين برترى حقوق امام [ عليه السّلام ] را بر چنين مواردى به عنوان خراج و انفال ، مورد تأكيد قرار دادهاند .
منشأ [ حكم ] خمس اين فراز قرآنى است :
« و بدانيد كه هرچيزى كه به غنيمت گرفتيد ، يك پنجم آن براى خدا و پيامبر [ صلّى اللّه عليه و إله ] و از آن خويشاوندان [ او ] و يتيمان و بينوايان و در راه ماندگان است . » ( انفال : 41 )
طبق تفسير اهل تسنّن ، اين عبارت به غنايم جنگى اشاره دارد . اما فقهاى