دوازدهم [ عليه السّلام ] در عراق تحويل دهد ، از او دربارهء « نمايندگى [ اش ] » دليل و مدرك خواست ( ص 517 - 518 ، ح 4 ) و هنگامى كه او در نهايت قانع شد ، خمس را تحويل داد . 14 « 1 »
اما تنها قمىها ، سردرگم نبودند . براساس روايت ديگرى ، يك مصرى از راه رسيد و سراغ امام را گرفت ؛ اما هنگامى كه برخى به او گفتند : امام يازدهم ، حسن [ عسكرى عليه السّلام ] هيچ فرزندى نداشته و برادر او جعفر ، امام جديد است ، دچار سرگردانى شد . به دنبال ناكامى جعفر در ارائهء دليل براى انتصاب [ خود به امامت ] ، مصرى سراغ « باب » را گرفت . « باب » با پرده برداشتن از مأموريت آن شخص ، براى او ثابت كرد كه نمايندهء امام [ عليه السّلام ] است . ( ص 523 ، ح 19 ) « 2 » روايات ديگرى كه به اطمينانبخشىهاى مجدّدى از اين دست دربارهء يك نظام نمايندگى طىّ دوران غيبت اشاره دارند ، بر چنين ترديدهايى دلالت مىكنند . ( براى مثال ، ر . ك . ص
هامش
( 1 ) . در اين روايت ، بر خلاف آنچه نويسنده ادعا كرده است ، كسى از كسى دليل و مدرك دال بر نمايندگى از امام دوازدهم عليه السّلام مطالبه ننموده ، بلكه شخصى به نام حسن بن نضر ، كه از قم به بغداد رفته بود و برخى از وكلا و احمد بن اسحاق اموال امام عليه السّلام را به او داده بودند ، با راهنمايى فردى سياهپوست ، كه هيچ دليلى از او مطالبه نكرده بود ، اموال را به محل موردنظر برد و تحول داد . حسن بن نضر مخاطب خود را كه ظاهرا امام دوازدهم عليه السّلام بود ، نديد و فقط از پشت پرده صداى او را شنيد كه او را از شك برحذر داشت و دو پارچه به او دادند و فرمودند : بگيرا كه برايت لازم مىشود . حسن بن نضر اندكى پس از مراجعت ، درگذشت و با همان دو پارچه ، تكفين شد . ( ن )
( 2 ) . طبق اين روايت ، فرد مصرى اموال متعلّق به ناحيهء مقدّسه ( امام زمان - عج - ) را به مكّه برد . در مكّه ، برخى به او گفتند : جانشين امام يازدهم عليه السّلام جعفر است و برخى نيز گفتند : امام يازدهم خلفى ( فرزندى ) داشته است . بر خلاف آنچه نويسنده ادعا كرده ، خود مصرى به سراغ جعفر يا « باب » نرفت ، بلكه فردى به نام « ابو طالب » را با نامهاى به عسكر ( سامرّاء ) فرستاد تا كسب تكليف كند . ابو طالب ابتدا به سراغ جعفر رفت و از او برهان ( دليل ) خواست ( ظاهرا منظور از « دليل » پاسخهاى اعجازآميز و غيبگويانه به سؤالها يا نامههاست . ) ولى چون جعفر نتوانست دليل ارائه كند ، او به « باب » رفت و نامه را به « اصحاب ما » تحويل داد و اين پاسخ اعجازآميز را دريافت كرد كه « خداوند تو را در [ صبر بر مصيبت ] دوستت پاداش دهد ؛ چه اينكه او از دنيا رفت و مال موجود در نزد خودش را به فردى ثقه سپرد . . . » بنابراين ، ابو طالب ، كه فرستادهء فرد مصرى به سامرّاء بود ، تنها از جعفر مطالبهء دليل نموده است ، اما از « باب » - البته اگر منظور از آن ، شخص باشد و نه باب منزل امام حسن عسكرى - هيچ دليلى مطالبه نكرده است . ( ن )