تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دوره شكل گيرى تشيع دوازده امامى (فارسى) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
سخت تحت فشار قرار داد - را دربردارد . در سال 233 ق / 848 م ، خليفه امام [ عليه السّلام ] را در پايگاه نظامى سامرّاء ، در خانه ، تحت توقيف قرار داد و امام [ عليه السّلام ] 20 سال آخر عمرشان را در آنجا سپرى كردند . به همين دليل ، فرزندشان ، حسن عسكرى [ عليه السّلام ] منتسب به « عسكر » شده است . بنى عبّاس [ امام ] هادى [ عليه السّلام ] و فرزندان و پيروان ايشان را آزار و اذيت مىكردند ( ص 511 ، ح 18 و ص 513 ، ح 25 ) و اين آزار و اذيت‌ها همزمان با قيام حسن بن زيد در سال 250 ق / 864 م بود ؛ زمانى كه رى به كانونى براى قيام زيديه طىّ حكومت مستعين مبدّل شده بود . 5 دو راوى اشعرى ، يعنى حسين بن محمّد اشعرى و محمّد بن يحيى ، اين روايت را نقل كرده‌اند كه هنگام وفات امام يازدهم [ عليه السّلام ] ، خليفه براى يافتن هرگونه پسرى ، به جست‌وجوى كامل خانهء امام [ عليه السّلام ] پرداخت . ( ص 503 به بعد ، ح 1 و نيز ح ص 505 ) 6 ادلّهء [ ارائه شده ] در اينجا ، مبنى بر اينكه هنگام وفات امام يازدهم [ عليه السّلام ] همگان منكر وجود جانشين [ براى آن حضرت ] نشدند ، حتى كمتر مايهء دل‌گرمى است . ( ص 518 ، ح 5 و 6 كه هردو را على بن محمّد قمى نقل كرده است . ) « 1 » در واقع -
هامش
( 1 ) . بر خلاف آنچه نويسنده دربارهء روايات 5 و 6 ص 518 كافى ادعا كرده ، اين دو روايت به هيچ‌وجه ، بيانگر اين مطلب نيستند كه « همگان منكر وجود جانشين [ براى امام يازدهم ] نشدند » ، بلكه روايت شمارهء 5 فقط اين نكته را بيان كرده كه فرزند ابراهيم بن مهزيار به نام « محمّد » پس از وفات امام حسن عسكرى عليه السّلام و پدرش ( كه مقدار زيادى مال امام عليه السّلام نزدش جمع شده بود ) ، گرفتار شك شد . ( دربارهء اينكه شك او دربارهء چه چيزى بوده ، بيان صريحى در روايت نيامده است ، ولى باتوجه به سياق روايت ، مىتوان احتمال داد كه شك او در اين‌باره بوده كه آيا پس از امام حسن عسكرى عليه السّلام امامى وجود دارد كه اموال را به او تحول دهد يا نه . البته اين احتمال نيز وجود دارد كه شك او در اصل وجود امام جانشين نبوده ، بلكه راجع به امكان شناخت يا دست‌رسى به او بوده است . ) سپس فرستاده‌اى [ از جانب امام دوازدهم ] نامه‌اى به او داد كه در آن نشانى تمام اموال موجود در نزد او را ، كه حتى خود او قبلا از آن اطلاع نداشت ، بيان كرده بود . محمّد وقتى مطمئن شد ، اموال را به او تحويل داد . پس از چند روز ، نامه‌اى دريافت كرد كه او را به جاى پدرش ، ابراهيم بن مهزيار ، [ به عنوان وكيل امام دوازدهم ] منصوب مىكرد . -