شيعه بايد برحسب سلسله مراتب سازمان يابد ، تسهيل مىكرد و هم تعامل ميان برجستهترين عقلگرايان دوازده امامى بغداد و نهاد سياسى حاكم را مجاز مىشمرد و حتى شايد ترغيب مىنمود ، در صورتى كه روايات « كلامى » كافى تأكيد بر عقل در گفتمان عقلگرا ، و روايات « عملى » كافى گرايشهاى سازشكارانهء بعدى و مبتنى بر سلسله مراتب را ، كه توسط گفتمان عقلگرا پرورده مىشدند ، زير سؤال بردند .
ماهيت عملى احاديث [ كافى ]
پس از ابواب « كلامى » كتاب « الحجة » اصول كافى ، قريب 196 روايت دربارهء ولادت [ حضرت ] محمّد ، [ حضرت ] على و ديگر ائمّه [ عليهم السّلام ] از جمله خود امام دوازدهم [ عليه السّلام ] آمده است . ( ص 439 تا 525 به استثناى 20 روايت باب آخر كه دربارهء اهميت عدد 12 به عنوان حدّ نهايى تعداد ائمّه [ عليهم السّلام ] است . ) على بن محمّد بن عبد اللّه برقى قمى 48 روايت ، يعنى 24 درصد ؛ محمّد بن يحيى اشعرى 32 روايت ، يعنى 16 درصد ؛ و حسين بن محمّد اشعرى 25 روايت يا 12 درصد از مجموع اين روايات را نقل كردهاند . عدهء قمى مرتبط با احمد [ بن محمّد ] برقى 17 روايت ، يعنى 9 درصد ؛ على بن ابراهيم قمى 15 روايت ، يعنى 8 درصد ؛ و سعد بن عبد اللّه ، 10 روايت ، يعنى 5 درصد را نقل كردهاند . احمد بن ادريس اشعرى 7 روايت ، يعنى 5 / 3 درصد را نقل كرده است . با جمعبندى تمام اين اشخاص ، از جمله آنهايى كه كمتر از 7 روايت نقل كردهاند ، [ درمىيابيم كه ] قمىها 122 روايت ، يعنى 62 درصد از كل 196 روايت را نقل كردهاند . راويان « اشعرى » به تنهايى 84 روايت يا 43 درصد از كل ، و اشعريان دومين و نيز سومين رقم بزرگ از روايات را نقل كردهاند .