علم خود را دريافت مىكنند ، كمتر از گسترهء خود آن علم قابل توجه نيست . صفّار 22 روايت در 3 باب دربارهء شيوهء انتقال علم به ائمّه [ عليهم السّلام ] ، كه از طريق « اثر كردن » ( نقش بستن ) در قلب و « نفوذ » در گوش است ، آورده كه در آن روايات ، از كلماتى همچون « نكت ، نقر و قذف » استفاده شده است . ( ص 316 - 319 ، 326 - 328 ح 1 - 5 ، 9 ) 59 در مقام مقايسه ، كافى فقط داراى يك باب با 3 حديث است كه به اين موضوع اختصاص دارد . ( ص 264 ) عنوان اين باب حتى حاوى كلمات مرتبط [ با محتواى آن ] نيست . همهء اين احاديث قبلا در بصائر نقل شده بودند . ( ص 264 ، ح 1 ؛ صفّار ، ص 318 ، ح 3 ؛ ص 264 ، ح 2 ؛ صفّار ، ص 327 ، ح 5 ؛ با اندك تفاوتى در اسناد ؛ ص 264 ، ح 3 ؛ صفّار ، ص 318 ، ح 2 ، كه فقط نيمهء نخست آن در كافى وجود دارد . ) كلينى آخرين روايت از اين احاديث را از على بن ابراهيم از پدرش نقل كرده ، درحالىكه صفّار آن را از ابراهيم ، پدر على ، روايت نموده است ؛ اما مفضّل [ نيز ] در اسناد كافى آمده است . كلينى هيچيك از 13 روايت موجود در نخستين باب بصائر ( ص 316 - 318 ) را ، كه دربارهء اين موضوع است ، نقل نكرده .
كلينى روايات جديدى را دربارهء اين شيوهء [ دريافت علم ] در جاى ديگر كافى آورده كه يكى از آنها در بابى مشتمل بر 4 حديث در كتاب « التوحيد » اصول كافى ( ج 1 ، ص 165 ، ح 5 ) از عدهء قمى مرتبط با احمد بن محمّد بن عيسى اشعرى نقل شده است . همين روايت در بابى مشتمل بر 7 حديث در جلد دوم اصول كافى ، از محمّد بن يحيى از احمد بن محمّد بن عيسى نقل شده است . ( ج 2 ، ص 213 ، ح 2 ) در دو روايت ديگر آن ، امام جعفر [ صادق عليه السّلام ] از نقاطى سياهرنگ صحبت مىكنند .
( ج 2 ، ص 214 ، ح 6 و 7 )
الروضة مشتمل بر روايتى است منقول از عدهاى از اهالى رى كه با سهل بن زياد و نيز محمّد بن يحيى و محمّد بن حسين اشعرى مرتبط بودند . طبق اين
دوره شكل گيرى تشيع دوازده امامى (فارسى) — صفحة 329
مساهمون: آندرو جي . نيومن
ص٣٢٩