كلينى روايت ديگرى از 17 روايت صفّار دربارهء اين موضوع را در كتاب « فضل العلم » اصول كافى از طريق اسنادى با تفاوت اندك نقل كرده است . ( ص 61 ، ح 9 ؛ صفّار ، ص 196 ، ح 10 ) 53 روايت ديگرى در جلد دوم اصول كافى ، باز هم با تفاوت اندكى در اسناد ، به عنوان يكى از 28 روايت متفرقه ، در آخرين باب از كتاب « فضل القرآن » اصول كافى آمده است . ( ج 2 ، ص 633 ، ح 23 ؛ صفّار ، ص 193 ، ح 3 ) 54
كافى مشتمل بر روايات زيادى است كه در اين روايات ، ائمّه [ عليهم السّلام ] قرآن [ گردآورى شده در ] عهد عثمان را نسخهء غيرمعتبر قرآن مىدانند . در 20 روايت از 92 روايت موجود در جلد اول اصول كافى ، كه به بخشهايى از قرآن ، كه مربوط به ولايت است پرداخته ، ائمّه [ عليهم السّلام ] به نسخهء ديگرى از قرآن اشاره مىكنند كه اين نسخه بهطور خاص ، بيانگر نقش و اهميت [ حضرت ] على [ عليه السّلام ] و خانوادهاش است . 55 اين كتاب از اصول كافى ، كه راجع به قرآن است ، مشتمل بر قريب 6 روايت ديگر است كه اعتبار مصحف [ جمعآورى شده در زمان ] عثمان را زير سؤال مىبرند . بيشتر اين روايات را همان دسته از راويان معروفى نقل كردهاند كه تاكنون با اسامى ايشان آشنا شدهايم . 56 597 روايت الروضة نيز مشتمل بر اشاراتى به نسخهء ديگرى از قرآن هستند كه داراى اضافاتى بوده كه در برخى از موارد ، آشكارا از اهميت [ حضرت ] على [ عليه السّلام ] و خانوادهشان سخن به ميان مىآورند . 57
گرچه كلينى تعداد زيادى از اين احاديث را در سرتاسر كافى پخش كرده ، اما كافى نسبت به بصائر ، دستكم از لحاظ تعداد ، مشتمل بر احاديث بيشترى دربارهء « تحريف » است ، به گونهاى كه اين مسئله سزاوار آن بوده كه ملل و نحلنويسان معاصر ( مؤلّفان كتب راجع به فرقههاى انحرافى در آن عصر ) همچون اشعرى ( م 324 ق / 935 - 936 م ) در آثار خود بدان اهتمام بورزند . 58
شيوهء خارقالعادهاى - كه بنابر توصيف احاديث بصائر - ائمّه [ عليهم السّلام ] از آن طريق
دوره شكل گيرى تشيع دوازده امامى (فارسى) — صفحة 328
مساهمون: آندرو جي . نيومن
ص٣٢٨