هنگامى كه خداوند خير بندهاى را بخواهد به فرشتهاى فرمان مىدهد كه گردن آن بنده را بگيرد و او را به آن خير وادار كند . ( ص 167 ، ح 4 )
مقايسهء كلام شيعهء دوازده امامى در قم و بغداد : كتاب « الحجه » كافى
كتاب « التوحيد » با اين مطلب پايان مىيابد كه خداوند به واسطهء لطفش ابزارى را براى هدايت بشر در اختيار وى مىگذارد . كتاب بعدى يعنى كتاب « الحجة » شواهدى روايى ارائه كرده كه خود ائمّه [ عليهم السّلام ] حجتهاى خداوند و گنجينههاى نهايى علم الهى هستند و بنابراين ، علم ايشان - كه اهميت آن قبلا مطرح شده بود - جامعترين علمى است كه در دسترس بشر قرار گرفته و امامت در سلسلهاى به هم پيوسته ادامه يافته و بنابراين ، ولايت و يا بيعت شايستهء ايشان است .
ابواب نخست كتاب « الحجة » بر نياز به حجت تأكيد مىكنند و بين انبيا ، رسل و ائمّه [ عليهم السّلام ] و بين ايشان و « كسى كه [ ملائكه ] با او صحبت مىكنند ( محدّث ) » تفاوت قابل مىشوند . سه باب مشتمل بر 22 حديث تصديق مىكنند كه امام [ عليه السّلام ] همان حجتى است كه از او صحبت شد ، و زمين هرگز از امام [ عليه السّلام ] خالى نخواهد بود و حتى اگر فقط دو نفر بر روى زمين باقى بمانند ، يكى از آن 2 نفر امام خواهد بود .
( ص 177 - 180 ) 9
احاديث ابواب بعدى به مؤمنان متذكر مىشوند كه اطاعت از ائمّه [ عليهم السّلام ] واجب است و ائمّه [ عليهم السّلام ] شهود خداوند بر مخلوقاتش و به معناى دقيق كلمه ، راهنماى آنان هستند . ( ص 185 - 192 ) ائمّه [ عليهم السّلام ] همچنين خود را به عنوان واليان خداوند در زمين ( ص 192 - 193 ) ، خزانهء علم الهى ، خلفاى خداوند ( ص 193 - 194 ) ، 10 نور خداوند در زمين ( ص 194 - 196 ) و اركان زمين ( ص 196 - 198 ) 11 معرفى مىكنند .
در 2 روايت از اين روايات ، [ امام ] على [ عليه السّلام ] مىفرمايند : ائمّه [ عليهم السّلام ] داراى « علم