( ص 143 ، ح 3 ) و گنجينهدار [ خزّان ] خداوند در زمين مىدانند . ( ص 144 ، ح 5 )
عقلگرايان نسبت به ديدگاه شيعه راجع به « بداء » ، يعنى اينكه خداوند ممكن است تصميم خود را عوض كند ، انتقاد مىكردند . 8 16 روايت كافى در اينباره ، مشتمل بر اشاراتى به وجود 2 نوع علم براى خداوند هستند : اول علمى كه مختصّ خود اوست ؛ و ديگرى علمى كه به ملائكه ، پيامبران و رسولانش تعليم داده است .
عملى كه مبتنى بر علم نوع اول باشد ممكن است به نظر برسد كه از باب « بداء » است . به همين دليل ، در روايتى كه از محمّد بن يحيى از طريق عبد اللّه بن سنان نقل شده است ، امام جعفر [ صادق عليه السّلام ] مىفرمايند :
براى خداوند ، نسبت به چيزى بداء حاصل نشد ، جز اينكه پيش از حصول بداء ، خداوند آن را مىدانست . ( ص 148 ، ح 9 )
2 روايت از اين [ 16 روايت ] ، در محاسن ( ص 147 ، ح 6 ، 7 ؛ برقى ، ص 243 ، ح 231 ، 232 ) و يكى از آنها در فصلى از بصائر آمده كه مشتمل بر 18 حديث دربارهء علم مخفى و مكنون خداوند است ، كه در اينجا از عدهء مرتبط با احمد بن محمّد بن عيسى اشعرى و از آن به بعد ، همانند بصائر با همان اسناد نقل شده است . در اين روايت آمده است : امام جعفر [ صادق عليه السّلام ] تصديق فرمودهاند كه بداء از همان نوع اول علم ناشى مىشود . ( ص 147 ، ح 8 ؛ صفّار ، ص 109 ، ح 2 )
كلينى دربارهء مسئلهء « جبر و قدر » 14 حديث گرد آورده ( ص 155 - 160 ) كه على بن محمّد يكى از آنها را از سهل بن زياد روايت كرده است . ( ص 155 ، ح 1 ) در اين روايات ، ائمّه [ عليهم السّلام ] همواره اين نظر را كه خداوند انسان را به انجام كار خوب يا بد مجبور مىكند ، رد مىكنند و يك حالت ميانه را مطرح مىنمايند كه مستلزم اختيار است . محمّد بن يحيى بحثى را كه بين يك شخص و امام جعفر [ صادق عليه السّلام ] واقع شده ، نقل كرده است :
دوره شكل گيرى تشيع دوازده امامى (فارسى) — صفحة 313
مساهمون: آندرو جي . نيومن
ص٣١٣