خداوند حق است ، خداوند رب است ، و در ميان مخلوقات خداوند ، برخى محبوب وى و برخى مبغوض هستند « 1 » و خداوند را اطاعت و معصيتى است . . . ، واجب است كه عاقل ، طالب علم و ادب باشد ، كه بدون آنها وى را اعتدالى نيست . ( ص 28 - 29 ، ح 34 ) 21
درحالىكه در احاديث كتاب محاسن ، رابطهء بين عقل و علم مشخص نشده است ، در كتاب كافى به وضوح ابراز شده كه عقل به تنهايى براى كسب علم كافى نيست و همچنين هيچ غايتى غير از تسهيل كسب علم ندارد . 22 قرار دادن اين 34 حديث در ابتداى 16199 روايتى كه كلينى گردآورى كرده ، نشاندهندهء نكوهشى آشكار نسبت به عقلگرايان بود و شايد مهمتر از همه ، به اين معنا بود كه در آن زمان ، مسائل پيرامون علم و تعريف و تحصيل و سنديت آن ، جايگاهى محورى در آن زمان پيدا كرده بود .
فضيلت علم
كتاب دوم كافى يعنى « كتاب فضل العلم » شامل 176 حديث دربارهء ماهيت خود علم است . قمىها 153 حديث از آنها ، يعنى 87 درصد از كل آنها را نقل كردهاند .
اشعرىها 60 حديث ، يعنى 34 درصد از كل را روايت كردهاند . على بن ابراهيم 58 حديث ، يعنى 32 درصد را روايت كرده است ، درحالىكه محمّد بن يحيى 43 حديث ، يعنى 24 درصد از اين احاديث را روايت كرده است . هردو ايشان احاديثى را از احمد بن محمّد بن عيسى اشعرى روايت كردهاند . احمد بن محمّد برقى 26 حديث ، يعنى 15 درصد را از طريق عدهء مرتبط با وى ، كه غالبا قمى هستند ، روايت
هامش
( 1 ) . نويسنده عبارت « و علم انّ لخالقه محبّة و انّ له كراهية » را در اين حديث ظاهرا درست ترجمه نكرده ؛ زيرا منظور از اين عبارت آن است كه برخى اعمال محبوب و برخى اعمال مبغوض خداوند هستند . ( ن )