خداوند تدوين آنچه را كه شما درخواست كرديد ، ميسّر نموده است و اميدوارم كه اين كتاب [ براى علاقهمندان ] كافى باشد و اگر نقصى در آن بود ، در نيّت ما به خاطر خيرخواهى ، قصورى نبوده است ؛ زيرا اين خيرخواهى براى برادران و اهل مذهب ما واجب است . با اين حال ، اميدواريم [ در ثواب ] همهء كسانى كه در زمان ما و در آينده ، تا زمانى كه دنيا برپاست از اين كتاب مىآموزند و به آن عمل مىكنند ، شريك باشيم .
او اشاره كرده است كه تأليف خود را با اين مطالب آغاز مىكند :
كتاب العقل ، فضايل علم ، و الا مرتبگى اهل علم و ارزشمندىشان ، منقصت جهل و فرومايگى اهل جهل و پستى جايگاهشان ؛ زيرا عقل ، محورى است كه مدار [ تكليف و غير آن ] بر حول آن مىچرخد .
اشاره به درخواست يك فرد و اشاره به احتياج گستردهتر و فورى به طرحى از اين دست ، كه مبتنى بر احاديثى باشد كه اين تأليف را به وضعيت كلى بغداد و به شرايط ويژهء جامعهء اماميه ، آنگونه كه در سه فصل اول توصيف شد ، پيوند دهد ، نشانگر اين است كه رواج قبلى گفتمان عقلگرايى در بغداد و بخصوص در ميان شيعيان ، در دهههاى نخست قرن چهارم ق / دهم م ، زير سؤال رفته بود ، و [ نيز ] نشانگر اين است كه در آن زمان ، دلبستگى به احاديث وجود داشته ، اما تناقضات ظاهرى در اين احاديث ، به نوبهء خود ، موجب دلسردى شده بود . بنابراين ، تدوين كافى پاسخى بود به نياز واقعى يا ذهنى به يك تبيين روايى از مذهب توسط جستوجوگرانى كه در اين منابع [ روايى ] معنا مىجستند ، اما ظاهرا هنوز تجربهاى از اين منابع نداشتند . به وضوح ، پيداست كه كلينى رفع اختلاف از متون ( روايات ) به ظاهر متناقض را وظيفهء خود نمىدانسته است . همانگونه كه خواهيم
دوره شكل گيرى تشيع دوازده امامى (فارسى) — صفحة 280
مساهمون: آندرو جي . نيومن
ص٢٨٠