سپس كلينى به برادر [ دينى ] خود هشدار مىدهد كه هيچكس مجاز نيست در اختلاف احاديث ائمّه [ عليهم السّلام ] ، براساس نظر شخصى خويش دست به انتخاب بزند ، بلكه اين انتخاب بايد براساس سخنان ائمّه [ عليهم السّلام ] باشد ؛ همانند اين سخن ائمّه [ عليهم السّلام ] :
احاديث را بر كتاب خدا عرضه كنيد ؛ بدانچه موافق كتاب خداست ، پايبند باشيد و آنچه را مخالف كتاب خداست ، رد كنيد .
و نظير اين سخن ائمّه [ عليهم السّلام ] :
درستى ( رشد ) در اختلاف فيما بين جامعه [ شيعه ] است . « 1 »
و نظير اين سخن :
به آنچه مورد اجماع است پايبند باشيد كه در آن شكى نيست .
كلينى ادامه مىدهد : چيزى محتاطانهتر و بسندهتر ( اوسع ) از ارجاع علم همهء مسائل به امام [ عليه السّلام ] و پذيرش كلام او نيست ؛ همانگونه كه در اين سخن امامان [ عليهم السّلام ] آمده است :
به هرآنچه شما از باب تسليم ( گردن نهادن شما ؛ يعنى مسلمان شدن ) ملتزم شويد در وسع شماست . خداوند اين امر را براى شما آسان گردانيده و ستايش مخصوص اوست . « 2 »
كلينى سخنان مقدّماتى خود را با بيان اين مطلب به پايان مىرساند :
هامش
( 1 ) . متن روايت چنين است : « دعوا ما وافق القوم فان الرشد فى خلافهم » ؛ يعنى روايتى را كه موافق قوم سنّى است رها كنيد ؛ چه اينكه درستى در خلاف ايشان است . نويسنده فهم خود را از اين روايت چنين بيان داشته است .There is integrity ( rushd ) in the disagreement within the community. اما ظاهرا اين برداشت از روايت مذكور ، كه ترجمه آن ذكر شد ، صحيح نيست . ( ن )
( 2 ) . جملهء اخير ( خداوند . . . ) در متن عربى مربوط به بند بعدى است و اصل آن چنين است « و قد يسّر اللّه - و له الحمد - تأليف ما سألت . » بنابراين ، ربط آن به ما قبل ، آنگونه كه نويسنده پنداشته ، اشتباه است و يا شايد او نسخهء ديگرى در اختيار داشته است . ( ن )