تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دوره شكل گيرى تشيع دوازده امامى (فارسى) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
با وجود اين ، كلينى در نهايت ، با كاهش تعداد احاديث مربوط به ابعاد خاص علم و قدرت ائمّه [ عليهم السّلام ] و با ذكر پراكندهء آنها در جلدها و ابواب گوناگون و نامتناسب ، كه موجب تقليل تأثير همه‌جانبهء آنها مىشد ، يا با حذف آنها - به‌طور كلى - آن دسته از احاديث بصائر را ، كه بر ابعاد شگفت‌انگيزتر توانايىها و علم ائمّه [ عليهم السّلام ] تأكيد داشت ، عموما كم‌رنگ كرده است . « 1 » اين عمل كلينى احتمالا اذعان روشنى است بر غلبهء گفتمان عقل‌گرايانه در بغداد كه ذاتا با بدبينى نسبت به حديث‌گرايى و به ويژه با بدبينى نسبت به گرايش‌هاى ضد افراطى همراه بود . اين گرايش‌هاى ضد افراطى ، بخصوص معلول ترس و وحشت گستردهء بغداديان از جنبش‌هايى مانند « زنگيان » ، « قرمطيان » و ديگر شورش‌هاى گاه و بىگاه در اين ناحيه ، و معلول گرايش نيروهاى سنّى به يك كاسه كردن شيعيان برجسته‌اى همچون بنى فرات با قرمطيان ، و همچنين معلول چالش‌هاى ايجاد شده براى جامعهء اماميهء بغداد ، بخصوص توسط افرادى همچون حلّاج و بالاخص شلمغانى بود . همچنين وى گه‌گاهى چنين احاديثى را كه در اين مجموعه‌هاى متقدّم روايى ، به ويژه بصائر ، آمده بود ، با اسناد متفاوتى روايت كرده است ؛ گويا خود او به واسطهء
هامش
( 1 ) . اين مقايسه صحيح به نظر نمىرسد و نمىتوان اثبات كرد كه كلينى چنين نظرى داشته است و كار او نمىتواند موهم چنين معنايى باشد ؛ زيرا اولا آثار و تأليفاتى كه به نوعى مشتركاتى دارند ، هركدام جهت و هدف خاصى را تعقيب مىكنند . كافى و بصائر نيز دقيقا چنين هستند . اين دو كتاب دربارهء معارف تشيّع و امور دينى شيعيان هستند ، اما هركدام هدف خاصى دارند ؛ بصائر ، سراسر مربوط به مسائل امامت و شئون ائمّه عليهم السّلام از جهات گوناگون است ، درحالىكه كافى يك كتاب جمع است - چنان‌كه محاسن ، سراسر مربوط به مسائل عبادى و آداب و سنن اسلامى است و بحث نظرى در آن جايگاهى ندارد - كه به درخواست يكى از شيعيان تأليف شده است . از اين‌رو ، يكى از مباحث آن ، مربوط به ائمّه عليهم السّلام است ، اما صدها موضوع و مبحث ديگر نيز دارد . ثانيا ، كلينى در اواخر مقدّمه از اينكه بخش مربوط به ائمّه عليهم السّلام كوتاه است ، ابراز تأسف مىكند و اظهار اميدوارى مىنمايد كه در صورت بقاى عمر ، حق مطلب را دربارهء ائمّه ادا كند : « . . . و وسّعنا قليلا كتاب الحجة و ان لم نكن نكمّله على استحقاقه ، لانّا كرهنا ان نبخس حظوظه كلها و ارجو ان يسهل اللّه - جلّ و عزّ - امضاء ما قدّمنا من النيّة ان تأخّر الاجل صنّفنا كتابا اوسع و اكمل منه . . . » ( ن )