اعمال گوناگون ، كه براى زندگى افراد جامعهء شيعه اهميت روزمرّه داشتند ، منكر مىشد . اين حديثگرايى ماهيتا جامع بود ؛ چرا كه در باب همهء مسائل عملى ، كه براى جامعه و افراد مؤمن اهميت داشتند ، احكامى در اختيار قرار مىداد ، و همچنين اگر واقعبين باشيم در مسئلهء تعامل مؤمنان با غيرمؤمنان بهطور اعم ، و تعامل مؤمنان با نهاد سياسى حاكم بهطور اخص ، موضعى سرسختانه داشت .
تأكيد كافى بر اينكه هم در مسائل عملى و هم در مسائل اعتقادى ، مرجعيت به ائمّه [ عليهم السّلام ] اختصاص دارد ، نشان مىدهد كه كلينى اين را نيز دريافته بود كه آن زمان بهطور ويژه براى ارائهء گفتمان حديثگراى شيعه به جاى گفتمانى كه بنى نوبخت ترويج كردند و همچنين به جاى عقلگرايى بهطور كلى ، و به جاى حديثگرايى اهل تسنّن ، كه مجددا رايج شده بود ، مناسب بود . كلينى وارد بغداد شد و تأليف كافى را زمانى در دههء اول قرن چهارم ق / دهم م آغاز كرد . او در سال 329 ق / 941 م ، قريب هفتاد سال پس از غيبت « 1 » امام دوازدهم [ عليه السّلام ] ( در سال 260 ق / 3 - 874 م ) از دنيا رفت . اقامت طولانى او در « كرخ » ، محلهء شيعهنشين شهر ، تجربههاى دست اوّلى را براى او فراهم كرد ؛ تجربههايى هم دربارهء شيعيان دوازده امامى بغداد و هم ساير شيعيان و نيز دربارهء گفتمان مذهبى اهل تسنّن در آن عصر و طيف گستردهتر وقايع و گرايشهاى سياسى ، اجتماعى و اقتصادى كه همهء اين امور را شكل داده بود ؛ تجربههايى دربارهء ناكامى گفتمان عقلگرا و حديثگراى اهل تسنّن در حلّ هرج و مرجهاى سياسى ، اقتصادى و اجتماعى كه از نيمهء دوم قرن سوم ق / نهم م پايتخت و كل نظام حكومتى را به لرزه درآورده بود ؛ البته اگر نگوييم كه تخاصم اين دو گفتمان هرج و مرج را تشديد كرده بود . آن دسته از احاديث
هامش
( 1 ) . بايد توجه داشت كه مقصود ، غيبت صغرا است ؛ زيرا غيبت كبرا دقيقا از همان سال 329 ق ( سال فوت كلينى ) آغاز گرديد . ( ن )