پناهگاهى شيعى ؛ قم و طايفهء اشعرى
اگرچه در اين دوره رى صحنهء كشمكشهاى مذهبى ، سياسى و نظامى به شمار مىآمد ، قطعا قم پناهگاهى شيعى بود . در واقع ، ارتباط بين قم و تشيّع ، بخصوص در اواخر قرن سوم ق / نهم م ، در تاريخ شيعه و در واقع در تاريخ شيعهء امامى ، منحصر به فرد بود ، درحالى كه شيعيان امامى در ساير شهرهاى ايران - اگر نگوييم در بغداد ، سامرّاء ، كوفه ، بصره و نيز حجاز - متشكّل از كانونهاى پراكندهاى از مؤمنان بودند كه تحت تسلّط نظامى ، سياسى و مذهبى اهل تسنّن زندگى مىكردند و در معرض چالشهاى زيديه و اسماعيليه بودند و غالبا با آنها يكى تلقّى مىشدند . با اين حال ، « اماميه » در قم ميان نخبگان اجتماعى - سياسى ، مذهب غالب و به معناى دقيقتر ، تا اواخر قرن دوم ق / هشتم م ، مذهب رسمى شهر بود .
تا قرن چهارم ق / دهم م ، منابع اوليه بهطور يكپارچه اين ويژگى شهر قم را تأييد مىكنند .
به همين دليل - براى مثال - احمد بن سهل بلخى ( م 322 ق / 934 م ) در كتاب تقويم البلدان گفته است : تمامى قمىها شيعه و اكثرا عرب بودهاند . كتاب المسالك - كه اثرى در زمينهء جغرافيا و مربوط به خاندان جيحانى بوده و احتمالا در حدود سال 330 ق / 941 - 942 م تكميل شده - گفته است كه همهء قمىها شيعه بودهاند .
ابو دلف شاعر ، كه در سالهاى بين 331 ق / 943 م و 341 ق / 952 م در حال سياحت در اين منطقه بود ، نوشته است : در قم ، هيچ اثرى از غيرعربها ( عجم ) باقى نمانده است . ابن حوقل جغرافيدان ، كه از سال 350 ق / 961 م تا 358 ق / 969 م به سير و سفر در اين ناحيه مشغول بوده ، تأييد كرده كه گرچه مردم قم فارسى صحبت مىكردهاند ، ولى عرب و همگى شيعه بودهاند . محمّد بن احمد مقدسى جغرافيدان ، در كتاب احسن التقاسيم ، كه در حدود سال 375 ق / 985 م تأليف