از زيديان ديلمى بود ، حاكى از ظهور و رشد آل بويه به مثابهء نيرويى در منطقه بود .
سواد تحت نفوذ شيعيان « بنى بريدى » ، كه به دفعات از پرداخت ماليات به مركز حكومت امتناع كردند ، قرار گرفته بود . چون آل بويه سلطهء خود را بر اطراف فارس گسترش دادند ، بريدىها با آنها عليه مركز به توافق رسيدند . عملا تا سال 324 ق / 936 م فرامين حكومت در حقيقت ، بغداد را تحت پوشش قرار مىداد و خلافت بر اساس باج و خراج و هداياى بىحد و حصر ، به سختى به حيات خود ادامه مىداد .
نفوذ يكى از نيروهاى نظامى مخالف از آبراه « نهروان » در بغداد در سال 326 ق / 937 م ، براى به دست گرفتن تسلط پايتخت ، نشاندهندهء آغاز آخرين جنگ قدرت براى سلطه بر مركز حكومت بود كه بين نظاميان ، بنى بريدىها و حمدانىها در جريان بود . خود اين تلاش بيانگر بحران مالى مستمر و شايد نيز عدم شايستگى نسبى خود خلافت بود . راضى در سال 329 ق / 940 م بدون خشونت ، در خواب از دنيا رفت . 34
حسين بن روح نوبختى سه سال زودتر در سال 326 ق / 937 م وفات يافته بود .
براساس گزارش طوسى ، او على بن محمّد سمرى ( م 329 ق / 941 م ) را به جانشينى خود تعيين كرد . سمرى اصالتا اهل بصره بود . در آنجا ، خانوادهاش دارايىهاى غيرمنقول زيادى داشتند و نمايندگان امام دهم ، يازدهم و دوازدهم [ عليهم السّلام ] بودند و خود او با وزيران خاندان عبّاسى روابطى داشت ؛ اما او آنقدر زود فوت كرد كه نتوانست در جامعهء شيعه و در منصبش نقشى ايفا كند .
منابع متأخّر نقل كردهاند « 1 » كه امام دوازدهم [ عليه السّلام ] همراه با دادن نوشتهاى به سمرى ، كه در آن فوت قريب الوقوع او را پيشبينى كرده بود ، به او فرمان داد كه
هامش
( 1 ) . نسبت دادن نوشتهء مذكور به منابع متأخر صحيح نيست ؛ زيرا اين مطلب در كتاب الغيبة شيخ طوسى و اعلام الورى مرحوم طبرسى ، كه از منابع قديمىتر شيعى هستند ، نيز آمده است . ( ن )