ارتداد شلمغانى را به وزير جديد اطلاع داده بود . به رغم پيامى از امام غايب [ عليه السّلام ] به حسين در محكوميت شلمغانى ، و به رغم آزادى حسين از زندان و تداوم سكونت شلمغانى در بيرون از بغداد ، هواداران شلمغانى همچنان نفوذ داشتند . 32
در سال 317 ق / 929 م ، يعنى يك سال پس از ربوده شدن حجر الاسود از مكّه توسط قرامطه ، كودتاى درباريان ، مقتدر را مجبور به استعفا كرد . برادر او قاهر براى مدت كوتاهى خليفه شد ؛ اما پس از مدتى عزل گرديد و مقتدر بازگشت . حسين بن قاسم بن عبيد اللّه ، طرفدار متعصّب شلمغانى در سال 319 ق / 931 م ، وزارت را به دست گرفت . گرچه وى فقط يك سال در منصبش باقى ماند ، اما حسين افرادى از بنى فرات را ، كه با وى همعقيده بودند ، و نيز فضل بن جعفر را به منصبهاى مهمى ارتقا داد .
در سال 320 ق / 932 م ، خليفه در جنگى عليه يك سرلشكر شورشى كشته شد .
وى اولين خليفه بود كه از زمان مهتدى [ باللّه ] يعنى قريب شصت سال قبل ، به مرگى فجيع از دنيا رفت . در اين زمان ، قاهر ( حك : 320 ق / 932 م تا 322 ق / 934 م ) پسر معتضد ، مجددا به عنوان خليفه منصوب شد و فورا استقلال خود را اعلام كرد . در نتيجه ، فضل بن جعفر ، برادرزادهء على بن محمّد بن فرات ، براى مدت كوتاهى وزير شد ؛ اما پس از مدتى در سال 320 ق / 932 م ، به خاطر عدم توانايى در ايجاد درآمد كافى براى دولت از جايى كه در واقع ، مركز كشاورزى رو به افول بود ، توسط خليفه عزل شد . همچنين خليفه اموال طرفداران متعصّب شيعه همچون بنى بسطام را مصادره كرد . حضور كوتاهمدت فضل شايد نشانهاى بود از قصد ايجاد مجدّد قدرت حكومتى براساس يك پيوند احيا شدهء شيعى و معتزلى .
نشانهء ديگر تجديد حيات اين پيوند تصميم آشكار او بر رواج لعن علنى معاويه بود .
اين طرح موجب به راه افتادن شورش گستردهاى در شهر شد و حكومت در اين
دوره شكل گيرى تشيع دوازده امامى (فارسى) — صفحة 138
مساهمون: آندرو جي . نيومن
ص١٣٨