نوشتههايى كه محمّد و پدرش عثمان قبلا بنابر توصيههاى امام [ عليه السّلام ] نوشته بودند .
حسين از طريق چند نماينده ، كه در گروههاى مختلف شيعيان در بغداد ، مصر ، ايران و به ويژه خراسان حضور داشتند ، از بغداد ادارهء امور شيعيان را ادامه داد .
احمد بن ابراهيم نوبختى ، كه همسرش امّ كلثوم دختر محمّد بن عثمان بود ، از نمايندگان وى در بغداد بود . علاوهبر اين ، حسين روابط نزديكش را ، هم با نهاد سياسى عبّاسيان - طى باقىماندهء خلافت مقتدر - و هم با « بنى فرات » ادامه داد .
حسين مسئول املاك شخصى مقتدر بود و خانهاش محل جلسات عمومى افراد سرشناس ، ساير مسئولان و وزراى معزولى همچون بنى فرات بود . وى از روابطش با بنى فرات براى تضمين انتصاب ابو سهل اسماعيل به سمت حاكم ناحيهاى در واسط استفاده كرد . 27
اما شيعه بودن او و بخصوص ارتباط دائما نزديكش با بنى فرات به اين معنا بود كه او و قاعدتا همكيشان همفكرش نيز همراه با بنى فرات از پيامدهاى دسيسههاى سياسى آن زمان رنج كشيدند ، به ويژه هنگامى كه وقايع برونى [ دربار ] ، توازن شكنندهء قدرت را در دربار برهم زد . حملهء سال 311 ق / 923 م قرامطه به كاروان حج - كه قبلا ذكر شد - منجر به اسارت چند تن از اعضاى خانوادهء خليفه شد و دشمنان على بن محمّد در دربار از اين موضوع استفاده كردند و گفتند : پيوندهايى بين قرامطهء شيعه و بنى فرات شيعه وجود دارد . گروههايى از مردم بغداد چنين اتهاماتى را بدون ترديد باور كردند و تركيب نارضايتى عوام و نخبگان آنچنان قوّت گرفت كه ناچار شدند على بن محمّد و پسرش را در سال 312 ق / 924 م دستگير كنند و سرانجام ، به قتل برسانند . حسين ، كه پشتيبانش را از دست داده بود ، در همان سال دستگير شد ، درحالىكه به اشكال گوناگون به كوتاهى در پرداخت پولى كه به دولت مقروض بود ، و به نامهنگارى با قرامطه متهم شده بود . او پنج سال در
دوره شكل گيرى تشيع دوازده امامى (فارسى) — صفحة 135
مساهمون: آندرو جي . نيومن
ص١٣٥