تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دوره شكل گيرى تشيع دوازده امامى (فارسى) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
بودند ، ردّى بر آثار ديگر متكلّمان معتزلى كه از جملهء آنها ردّى است بر ردّ جبّاعى [ ؟ ] بر طالع‌بين‌ها ، و ردّى بر ديگر گروه‌هاى شيعهء غير دوازده امامى نگاشته است . او همچنين اثرى در باب اعتبار شرعى مسائلى كه در رابطه با آنها اخبار آحاد وجود دارند ، و اثر ديگرى در زمينهء ملل و نحل تحت عنوان الآراء و الديانات تأليف كرده كه در آن ، عقايد گروه‌هاى مختلفى همچون سوفسطائيان ، ثنويان ، عقايد سقراط ، رواقيان ، دين هندى ، منجّمان و طالع‌بين‌ها و نيز ديدگاه تجسيمى هشام بن حكم را بررسى كرده است كه اين دو اثر اكنون وجود ندارند . 23 اين خاندان علاوه‌بر تأليف آثارى در دفاع از مذهب شيعه ، كه نشان‌دهندهء علاقهء عقل‌گرايان به پيوند زدن خودشان به نهاد سياسى حاكم است تا از اين طريق با آنها در منافع شريك شوند ، به ارتباط خودشان با [ دستگاه ] خلافت ، به ويژه در دوران خلافت مقتدر و پس از آن تداوم بخشيدند . از اين‌رو ، ابو سهل در دوران جنگ سياسى بين خاندان بنى فرات و خاندان بنى جراح ، در اوايل قرن چهارم ق / دهم م ، داراى سمتى حكومتى بود . برادر ابو سهل يعنى ابو جعفر محمّد بن على نيز همانند اسحاق فرزند ابو سهل ( م 322 ق / 934 م ) كارگزار دربار بود . چنان‌كه ابو الحسين على بن عبّاس ، كه از تيرهء ديگرى از اين خاندان بود ، در دوران خلافت مقتدر عامل دربار بود و پسرش حسين شغل پدر را ادامه داد ، يكى ديگر از اعضاى اين خاندان يعنى ابو طالب نيز در خدمت دربار بود . 24 سرانجام ، اگر از بعد عملى اقدامات عقل‌گرايان در توجه مستقيم به مسئله تداوم مذهب شيعه پس از غيبت امام دوازدهم [ عليه السّلام ] سخن به ميان آوريم ، بنى نوبخت نيز در نيم قرن اول پس از غيبت امام دوازدهم ، بجدّ تلاش مىكردند كه در بغداد ، نفوذ خود را بر جامعهء دوازده امامى تثبيت كنند . اولين شخص از كسانى كه بر چنين نفوذى اصرار داشتند ، عثمان بن سعيد عمرى بود كه با امام نهم ، دهم و