حديثگرايى اهل تسنّن و حمايتى كه در محافل نظاميان و تجّار از آن مىشد .
اينكه نوبختىها در مباحث خود به اين مسائل بغرنج پرداختند ، با تكيه بر مجموعهء موجود گفتمان عقلگرايان و به ويژه معتزليان بود كه توسط نسلهاى اوليهء محققان امامى گسترش يافته بود . پرداختن به اين مسائل در سطح سياسى نيز متّكى بر پيوندهاى قديمىتر گرايشهاى معتزلى و شيعى بود كه اين پيوندها نيز همانند ابتداى همين قرن ، بر احساس نزديكى شديد با نهاد سياسى حاكم ، بخصوص خود دربار ، متّكى بودند . سابقهء نوبختىها در خدمت به خلفا ، بهطور خاص ، مؤيّد اين ادعاست .
در واقع ، دستاورد كلامى بنى نوبخت ، بخصوص ابو سهل اسماعيل ، حسن و ابو القاسم حسين بن روح و همكيشان همفكرشان ، عبارت بود از : ادغام رسمى جنبههايى از عقايد عقلگرايان معتزلى - از جمله نكات مهم عقايد معتزلى دربارهء صفات و عدالت خداوند و نيز اختيار انسان - با يك گزارهء عقيدتى كه با وجود اين نيز قاطعانه نظريهء « امامت » را توجيه و غيبت امام دوازدهم [ عليه السّلام ] را تبيين مىكرد .
[ اين ادغام ، دو هدف داشت : 1 - ] بسط برداشتى از امامت كه بر عارى بودن ائمّهء [ عليهم السّلام ] از خطا و نقص تأكيد داشت ؛ [ 2 - ] فراهم كردن زمينه براى پذيرش مرجعيت عقيدتى و عملى عالمانى در جامعه [ شيعى ] كه در الهيّات عقلگرا تخصص داشتند و هوادار آن بودند و براى دستيابى به انطباقى كارآمد با نهاد سياسى حاكم با هدف حفظ - و شايد پيشبرد - منافع جامعه [ شيعه ] آماده بودند . 20
بخشهايى از نوشتههاى ابو سهل و عمدتا ارجاعات به نوشتههاى او ، كه باقى ماندهاند ، گواهى است بر تلاشهاى او ، هم براى دفاع از مذهب شيعى در برابر مخالفان افراطى و ديگر شيعيان كه عقيده نداشتند پسر امام يازدهم [ عليه السّلام ] آخرين
دوره شكل گيرى تشيع دوازده امامى (فارسى) — صفحة 131
مساهمون: آندرو جي . نيومن
ص١٣١