به شكنجه و مرگ ، تسليم شدند . براى مثال ، خليفه به ابن حنبل - كه پاى در زنجير از بغداد اخراج شد - دستور داده بود كه از خود دفاع كند ، اما خود خليفه پيش از آنكه ابن حنبل به او ملحق شود ، از دنيا رفت .
خليفهء جديد ، معتصم ( حك : 218 ق / 833 م تا 227 ق / 842 م ) ، كه نگران واقعيتهاى سياسى بغداد بود ، دربار را به سامرّاء منتقل كرد ، نگهبانان ترك را در زمرهء ملازمان شخصىاش گنجاند ، و امور اجرايى را به سرمايهداران ، به ويژه تاجران ثروتمندتر - به لحاظ اهميت آنها در طول جنگ داخلى - واگذار كرد . 7 در همين زمان ، دادگاه « تفتيش عقايد » « 1 » و رابطهء بىپردهء دربار با معتزله در مقابل اتحاد تاجران ثروتمند با « ابنا » به منظور حفظ تعادل ، و در واقع به منظور كمك به دودستگى ميان منافع رقابتآميز در حكومت و شهر ، ادامه داشت . اين تدابير در طول حكومت جانشين معتصم ، واثق ( 227 ق / 842 م تا 232 ق / 847 م ) ، نيز ادامه داشت . 8 وجود مستمر اتحاد حديثگرايان و « ابنا » در مخالفت با همگرايى دربار و معتزله ، كه با نگرانى اظهار مىشد ، در سال 231 ق / 846 م در برابر دادگاه « تفتيش عقايد » به راحتى سركوب گرديد . 9
پس از مرگ واثق ، شورايى برادرش را ، كه بعدا متوكّل ناميده شد ( حك : 232 ق / 847 م تا 247 ق / 861 م ) ، به جانشينى او انتخاب كرد . خليفه به منظور كسب حمايت براى تغييرات گوناگون اجرايى و با اذعان به اينكه پانزده سال دادگاه « تفتيش عقايد » نتايج عينى كمى داشته و تنها عناصر مذهبى محافظهكاران بغداد را تحريك كرده است ، هم خاتمهء دادگاه « تفتيش عقايد » و هم بازگشت به نظريهء « عدم مخلوقيت قرآن » را ، كه مورد حمايت عناصر حديثگرا بود ، اعلام كرد . او همچنين مجموعهاى از اعمال ضد شيعى - براى مثال ، لعن على [ عليه السّلام ] - را پايهريزى
هامش
( 1 ) .Inquisition .