كوتاه - هركسى كه نام معاويه را ببرد شكنجه كند و دخترانش را به عقد امام رضا [ عليه السّلام ] و پسرش درآورد . 6 « 1 »
همچنين پيوند ديگر مأمون با اعتزال به طرز مفيدى در شرايط سياسى قابل فهم است . اين ارتباط همچون ارتباط پيشين ، به پذيرش اين نظريهء معتزلى محدود بود كه خود قرآن يك سند مخلوق است و بنابراين ، مانند خداوند ، ازلى نيست . اين تصميم پس از آن بود كه خليفه ده سال بيهوده تلاش كرد تا براساس چنين تفكرى ، ميان تمام گروهها توافق ايجاد كند . او در سال 212 ق / 827 - 828 م ، نظريهء « مخلوق بودن قرآن » و برترى على [ عليه السّلام ] پس از پيامبر را رسما اعلام كرد .
مأمون در سال 218 ق / 833 م ، با تأسيس يك [ گروه ] تفتيش ( محنت ) ، دستور داد تا تمام قضات و ديگر مقامات رسمى بغداد و ساير ولايات ، كه معتقد به « مخلوق بودن قرآن » نيستند ، از كار بر كنار شوند . پيامدهاى سياسى چنين موضعى مشخص بود . اگر خود وحى در رتبهء پايينتر از خدا باشد ، در اين صورت ، اعتبارش - به آن اندازه كه در گفتمان حنابله آمده - زياد نيست ، و از اينرو ، ديدگاه مذكور - هرچند تلويحا - بدين معناست كه يك « امام الهام گرفته » - نه يك « حاكم هدايت شده از جانب خداوند » - مىتواند منشأ تغيير و تحوّل باشد . از اينرو ، اعتبار اين گفتمان و افراد روحانى مرتبط با آن ، و بهطور ضمنى ، مبانى اجتماعى - اقتصادى آن در شهر كاهش يافت ، درحالىكه اعتبار خليفه و دستگاه سياسىاش بالا رفت . با وجود آنكه خود خليفه پس از چند ماه از دنيا رفت ، محاكمات متعددى در بغداد انجام شد . بعضى تفتيششوندگان « 2 » پاسخهاى طفرهآميزى دادند ، ولى تحت فشار تهديد
هامش
( 1 ) . باتوجه به اينكه امام رضا عليه السّلام در سال 203 ق به شهادت رسيدند ، اين عبارت به اين شكل درست نيست . در تاريخ يعقوبى نيز ، كه مؤلّف با شمارهء 6 به آن ارجاع داده ، سخنى از تزويج خود امام نيست ، ولى ازدواج پسر امام صحيح است . ازدواج امام [ عليه السّلام ] با دختر مأمون قبلا صورت گرفته بود . ( ن )
( 2 ) .respondents .