كيش اسماعيلى ايران نزديك يك سده پيوند خود را با خلافت فاطميان همچنان استوار همىداشت . و در اين دوران نقشى مهم در تفكر اسماعيليان فاطمى ايفا كرد به ويژه بايد از سه داعى بزرگ ايرانى در اينجا به اختصار نام برد : حميد الدين كرمانى كه در زمان خلافت الحاكم ( 386 - 411 / 996 - 1021 ) در بصره و بغداد در كار بود . كيهانشناسى تازهاى متأثر از نظريههاى فيلسوفان مسلمان مكتب فارابى تدوين كرد . المؤيد فى الدين شيرازى ( م 470 / 1077 ) كه در شيراز به جهان چشم گشود و فرزند يك داعى اسماعيلى بود امير ابو كاليجار بويهى را به كيش اسماعيلى درآورد .
چندى بعد وى ناچار شد به قاهره بگريزد . در آنجا خليفه فاطمى المستنصر او را داعى الدعاة ساخت . در همانجا او كتابهاى عقيدتى و موعظههاى بسيار نگاشت . پس از دوران فاطميان المؤيد و كرمانى در ميان اسماعيليان طيبى يمن و هند بانفوذترين نويسندگان قلمداد شدند . ناصر خسرو جهانگرد و شاعر ايرانى ، در نزديكى بلخ زاده شد و بعدها در زندگى از داعيان سختكوش فاطمى ، در دره يمگان در كوههاى بدخشان گشت و در همان جا تا زمان مرگ نزديك 481 / 1088 به نوشتن و تعليم پرداخت . او بنيانگذار و پير ، و پشتيبان جماعت اسماعيلى بدخشان بود و همين جماعت بسيارى از آثار اسماعيلىاش را نگهدارى و پاسدارى كردهاند . برخى از اين كتابها ترجمههاى فارسى و گونه پيراسته شده كتابهاى كهنترى است كه به تازى بوده است . مهمترين آنها كتاب جامع الحكمتين اوست كه در آن به تجزيه و تحليل توافق و تخالف نظريههاى فيلسوفان مسلمان و خرد پيامبرانه عرفان اسماعيلى پرداخته است .
پس از مرگ المستنصر در سال 487 / 1094 اسماعيليان ايران به رهبرى حسن صباح از خلافت فاطمى و رهبرى دعوت در قاهره پيوند گسستند . اينان حقوق پسر خليفه يعنى نزار را كه از خلافت محروم و سپس كشته شد بر حق مىدانستند .
جماعتهاى اسماعيلى كه در سرزمينهاى گونهگون ايران پراگنده گشته بودند . در زير رهبرى واحد عبد الملك بن عطاش كه آموزگار و استاد حسن صباح بود تجديد سازمان يافته بودند . حسن صباح كه در اصل شايد شيعه دوازده امامى و از مردم قم
فرقه هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 161
مساهمون: ويلفرد مادلونگ
ص١٦١