تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرقه هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
مقدس نگاشته كه هر چند مشتمل بر خرد بوده اما قانون دينى نداشته ولى پيروانش دستورهاى او را دگرگون ساختند . پايگاه كيش زرتشتى در دوران چهارم همانند پايگاه صابيان در دوران پنجم بوده . ابو حاتم همان كيش‌هاى ثنوى را به صابيان مربوط مىدانست كه نسفى يكى دانسته بود . بنيانگذار كيش صابيان يك لا حق بوده و بنابراين كتاب دينى او به نام زبور بر شرع دينى مشتمل نبوده هر دو گروه به دو اصل معتقد بودند زيرا كه آنها گفته‌هاى حكيم بنيانگذار كيش خود را بد فهميده بودند . او به ايشان درباره ( ثنويات ) دوگانه‌ها سخن گفته بود تا بدينسان يگانگى خدا را نشان دهد ، اما آنها تنها ظاهر سخنانش را گرفتند . مخالفان اين عقيده نادرست را از براى برپا داشتن فرمانروايى اين جهانى خود دستآويز ساختند . بنابراين پايگاه بنيانگذاران اين كيش‌ها آشكارا از منزلت ناچيزى برخوردار بود . آنان از مريدان پيامبران ناطق آنچنان كه نسفى گفته بود نبودند . بلكه به گونه لا حق‌هايى بودند كه نسبت به خليفه‌هاى دوران خود در مرحله دوم قرار داشتند . فزون بر آن ، پيروان آنها نيز آموزش‌هاى آنها را بد فهميده و دگرگون ساخته بودند تعبيرى كه ابو حاتم رازى از پايگاه اين بنيانگذاران كيش‌هاى دوگانه‌گرا ( ثنوى ) عرضه كرد حتى منفىتر هم بود . بنا به اين تعبير صابيان در اصل پيروان يكى از مخالفان بودند كه آموزش‌هاى مسيحى لاحق زمان خودش را بد تعبير كرده بود ، به گونه‌اى مشابه ابو حاتم مىفزود كه ممكن است كيش زرتشتى را مخالفى كه بر ضد لا حقى برخاسته بوده بنياد نهاده بوده است . آن لا حق گويا داوود متعلق به دوره چهارم بوده . در اين تعبير هيچ‌گونه محلى براى مبدأ پيامبرانهء كيش زرتشتى يا ديگر كيش‌هاى دوگانه‌گرا « 1 » ( ثنوى ) باقى گذارده نمىشود . كوشش‌هاى ابو حاتم رازى از براى بازگرداندن اتحاد عقيدتى اسماعيليان قرمطى و التيام زخم سختى كه از ماجراى مهدى دروغين پديد آمده بود به ناكامى انجاميد . انتقاد او از نسفى اسماعيليان خراسان و فرارود را كه كتاب المحصول وى را
هامش
( 1 ) . « دوگانه‌گرا » را آقاى دكتر فرهاد دفترى به جاى « ثنوى » پيشنهاد كرده‌اند . م .