همچنان موثق مىدانستند خشمگين ساخت . داعى سرزمينهاى خاور ابو يعقوب سيستانى ( سجستانى ) كتاب اصلاح ابو حاتم را در كتاب النصرة خود مورد حمله قرار داد . او در كتاب النصرة به گونهاى سازشناپذير بيشتر نظريههاى نسفى را تأييد كرد .
ولى چندى بعد ابو يعقوب خود در كشمكشى با مكتب نسفى درباره شيوه مطلوب آموزشهاى آغازين درگير شد . در حالى كه نسفى و پيروانش بر آن بودند كه تعليم در آغاز كار بايد به امور مربوط به روح دورههاى پيامبرانه ، و مسأله آفرينش بپردازد ، ابو يعقوب معتقد بود كه تعليم بايد در آغاز با شريعت و تعبير باطنى آن يعنى تأويل سر و كار داشته باشد « 1 » . از اين اختلاف آگاهى بيشترى در دست نيست هر چند به روايت مأخذ اين مشاجره دشمنى سختى در ميان اين دو گروه پديد آورد .
نبود رهبرى متحد و اختلاف عقيدتى به كوششهاى فاطميان از براى به دست آوردن بيعت جماعتهاى قرمطى در سرزمينهاى خاورى يارى داد . چهارمين خليفه فاطمى معز ( 341 - 365 / 953 - 975 ) به ويژه آرزومند بود تا از اين جماعتها در لشكركشىهاى خاورى خود براى تسخير سرزمينهاى عباسيان استفاده كند . او ابو يعقوب سيستانى ( سجستانى ) را با خود همراه ساخت و ابو يعقوب در كتابهاى بعدى خود به تمامى از امامت فاطميان پشتيبانى نمود . بنابراين وى به عنوان نمايندهء اصلى مكتب ايرانى تفكر نو افلاطونى - اسماعيلى در مكتب اسماعيليان - فاطمى مورد شناخت قرار گرفت . بخشى از كتابهاى متقدم آن مكتب نيز به ظاهر با شكلى مهذبتر در آن زمان به ادبيات فاطمى راه يافت . به نظر مىرسد كه مكتب نسفى در خاور ايران روزگارى درازتر همىبود . اما اندك اندك پيش از پايان سده چهارم / دهم جماعتهاى قرمطى عراق و ايران به جنبش فاطمى روى آوردند . و با اينكه تجزيه شدند . تنها قرمطيان بحرين به راه خود همىرفتند تا اينكه سرانجام در سال 470 / 1077 - 1078 دولت ايشان برافتاد . درباره اعتقادهاى مذهبى ويژه ايشان آگاهى ما بسيار اندك است .
هامش
( 1 ) .Stern , Studies in Early ism 'ilism , p، 308 .