اصفهانى مطرح شده باشد . مىبايست ابو طاهر و برخى از ديگر رهبران قرمطى بحرين هواخواه اين كار بوده و تا اندازهاى نقشه آن را پيشاپيش كشيده باشند .
ابو سعيد جنابى مردى بود ايرانى از شهر گنافه « 1 » واقع در ساحل فارس . او پيش از آنكه به بحرين فرستاده شود آنجا به نام داعى فعاليت مىكرد در خانواده او شايد احساسهاى ايرانى نيرومند مانده بودند . در ميان نوادگانش دستكم دو تن نامهاى پادشاهان ايرانى داشتند . ابو طاهر يكى از پسران خود را شاپور ( سابور ) ناميد ، و برادرش ابو القاسم يكى از پسرانش را كسرى ( خسرو ) خواند .
نظريه اسماعيلى درباره تاريخ دين كه آميزهاى از تلفيق ، عقيدههاى گوناگون با يكديگر بود به كيش زرتشتى و ديگر كيشهاى ثنوى در سلسله وحى پيامبرانه پايگاهى بخشيد . نسفى در كتاب محصول خود نوشت كه زرتشتيان پيروان دين سومين ناطق يعنى ابراهيم بودهاند « 2 » . گويا او مدعى بوده كه زرتشت داعىاى بوده از سوى ابراهيم و هنگامى كه به پيروان خود گفت تا به سوى خورشيد روى كنند و بستن چهار گره را بر كمربندهايشان رواج داد ، از ابراهيم ملهم بود . او همچنين اعلام كرد كه خود زرتشتيان گفتهاند ، كه ابراهيم پيامبر آنها بوده و آدم و نوح را نيز پيامبران خود مىدانستند ، چنان كه آدم آغاز و ابراهيم هدف بوده است . مانى ، ديصان « 3 » و مارسيون « 4 » را نسفى پيشوايان صابيان مىدانسته و بدينسان آنان مريدان پنجمين ناطق يعنى عيسى بودهاند . بنابراين چنين مىنمايد كه نسفى نظريهاى مثبت نسبت به اين دينها داشته ، هر چند به گونهاى تنها حاشيهاى ، اصالت ظهور نبوى آنها را پذيرا بوده ، اگر چه آنها نيز مانند دينهاى يهودى و مسيحى جاى خود را به اسلام و وحى آينده
هامش
( 1 ) .ganafa ,م .
( 2 ) . نگStudies on Early ism igismدرS . M . Stern » Abu H tim - al - R zi on Persiokn Religion «صص 30 به بعد .
( 3 ) . [ ديصانBardesaneكه يارانش را ديصانيه مىخوانند به دو اصل قديم اعتقاد داشت و پيروانش از دو فرقه كينويه و صياميه تشكيل شده بودند . م ] .
( 4 ) .Marcion ,م .