زرتشت ، در پايان سال 1242 از دوران اسكندر مصادف باشد ، كه از براى آن تاريخ پيشگويىهايى به زرتشت و جاماسب نسبت داده مىشد مبنى بر آن كه اين سال شاهد برقرارى دوباره حكومت مجوسان خواهد بود . مهدى اصفهانى بيشتر به گونه بازگرداننده كيش ايرانى درآمد تا آن خلفى از على و فاطمه ، كه اسماعيليان انتظارش را داشتند كه حقيقتهاى پنهان شده در نگاشتههاى مقدس پيامبران يهوديت ، مسيحيت و اسلام را آشكار كند . ادعا شده بود كه مهدى اصفهانى از تبار پادشاهان ايران است . از ديرباز ستارهشناسان شهر زادگاهش اصفهان بر اين باور بودند كه خاندانى ايرانى از براى برانداختن خلافت تازيان به پاى خواهد خاست .
گفته مىشد كه او مجوسى است و مردم را به پرستش آتش فراخوانده است . به ظاهر پيوندهايى با ديانت رسمى زرتشت وجود داشته است . زيرا كه موبد اصلى مجوسان ، اسفنديار پسر آذرباد ، را به همدستى با ابو طاهر متهم ساختند و به فرمان الراضى خليفه عباسى كشتند « 1 » . عبادت و شريعت اسلامى منسوخ گشت ؛ پيامبران اسلامى از ابراهيم تا محمد ( ص ) و امامان از على ( ع ) به بعد در ملاء عام مورد لعنت قرار گرفتند . بنا به گفته يك شاهد سنى مذهب ابو طاهر آشكارا آموزشهاى داعيان اسماعيلى را طرد كرد و به پيروان خود گفت دين راستين كه اينك آگهى شده است دين « پدر ما آدم » است . پيامبران بعدى موسى ، عيسى ، و محمد ( ص ) همه شيّاد بودهاند . نسفى وحى آدم را بر خلاف پيامبران بعدى وحى خالص روحانى فاقد شرع دينى تعريف كرده بود . فرمانروايى مهدى اصفهانى تنها هشتاد روز پاييد . پس از آنكه مهدى اصفهانى دستور كشتن برخى از رهبران قرمطى را صادر كرده بود ، ابو طاهر او را دستگير كرد و كشت . سپس ابو طاهر به پيروانش اعتراف كرد كه گول خورده بوده است .
درباره اهميت اين رويداد بايد با احتياط داورى كرد . بديهى است كه انديشه بازگرداندن دين و فرمانروايى ايرانى نمىتوانسته به گونه خلق الساعه از سوى مهدى
هامش
( 1 ) . مسعودى « التنبيه و الاشراف » به كوشش م . ج . دخويهM . J , de Goejeصص 104 - 105 .