مغرب ، مصر و سند بنيان نهاده بودند . برخى از اسماعيليان خراسان كه شايد در اقليت بودند ، نيز نسبت به فاطميان وفادار ماندند .
قرمطيان نمايانترين پيروزى خود را در بحرين به دست آورده در آنجا دولتى از براى خود بنيان نهادند . اما بيشتر مرجعهاى عقيدتىشان در ايران مىزيستند .
محمد پسر احمد نسفى ( در زبان فارسى نخشبى ) داعى در فرارود ، كتاب المحصول را گويا نزديك سال 300 / 911 نوشت . اين كتاب را همه قرمطيان به عنوان توصيفى جامع از انديشه باطنى خود پذيرا شدند . اين كتاب به ظاهر نخستين بار كيهانشناسى نوافلاطونى - اسماعيلى را كه تا اندازهاى زياد جايگزين نظريههاى متقدم شده و بعدها نيز اسماعيليان فاطمى آن را پذيرفتند معرفى كرد .
در سال 311 / 923 قرمطيان بحرين به رهبرى ابو طاهر جوانترين پسر بنيانگذار دولت قرمطى ابو سعيد جنابى يك سلسله لشكركشىهاى ويرانگر را به جنوب عراق آغاز كرده بصره و كوفه را تاراج كرده به كاروانهاى حاجيان تاخت . داعيان قرمطى در بحرين ، عراق و ايران در اين اوان پيشگويى مىكردند كه پس از اقتران برجيس و كيوان در سال 316 / 928 مهدى ، محمد پسر اسماعيل ظهور كرده بازپسين دوره از هفت دوره مذهبى آغاز خواهد شد . داعى رى ابو حاتم رازى ( م 322 / 934 ) به ويژه در پراگندن اين پيشگويى سخت كوشا بود . ابو حاتم در ميان داعيان قرمطى از براى خود مرجعيتى فراتر قائل شده خود را خليفه امام غايب مىخواند و با ابو طاهر مكاتبه مىكرد . او شمارى از مردان مقتدر ناحيه رى را به كيش خود در آورد . و نيز داعيانى را به سراسر شمال غربى ايران گسيل داشت .
لشكركشىهاى ابو طاهر در سال 317 / 930 با تاراج مكه در هنگام حج به اوج خود رسيد . قرمطيان حاجيان و ساكنان مكه را به گونهاى وحشيانه قتل عام كردند و حجر الاسود را به عنوان نشانهاى آشكار از به پايان رسيدن دوران اسلام با خود بردند .
دو سال پس از آن در رمضان 319 / سپتامبر - اكتبر 931 ابو طاهر حكومت بحرين را به جوانى ايرانى از مردم اصفهان سپرد و او را مهدى منتظر خواند . بنا به نوشته بيرونى تاريخ اين انتصاب به گونهاى برگزيده شده بود كه با گذشتن 1500 سال از مرگ
فرقه هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 154
مساهمون: ويلفرد مادلونگ
ص١٥٤