بودند بر آدم ، نوح ، ابراهيم ، موسى ، عيسى و محمد ( ص ) . پس از هر يك از اين ناطقان ششگانه يك وصى كه او را صامت ( خاموش ) نيز مىناميدند مىآمده تا حقيقتهاى درونى پنهان شده در پيامها را آشكار سازد . اين صامتان مشتمل بودند بر شيث ، سام ، اسماعيل ، هارون ، شمعون الصنعاء و على ( ع ) . هر دورى با هفت امام به كمال مىرسيد كه بازپسين آنها مىبايست به پايگاه ناطق از براى دور بعدى ارتقا يابد و كتابى مقدس و شرعى نو را كه ناسخ شرع پيشين باشد عرضه كند . در دور ششم محمد پسر اسماعيل هفتمين امام و بنابراين سزاوار رسيدن به پايگاه هفتمين ناطق بود . او ناپديد شده بود ، ولى قرار بود به زودى در آن مرتبه ظهور كند تا شرع اسلام را نسخ كند . اما پيام الهى او ديگر بنا نبود شامل شرعى نو باشد ، بلكه مىبايست مشتمل بر آشكار ساختن كامل حقيقتهاى باطنى و مكتوم پيشين باشد . همانند قائم آخر زمان و مهدى او مىبايست بر جهان حكومت كرده و آن را به پايان رساند .
اين نظريه درباره تاريخ پايهاى به تمامى شيعى اسلامى دارد . ناطقان پيش از محمد ( ص ) و جانشينان آنان همان پيامبران صاحب كتاب و مذكور در انجيل بودند كه قرآن نيز آنان را تصديق كرده بود و در نزد مسلمانان ارجمند بودند . مهدى موعود ، محمد پسر اسماعيل از تبار على و فاطمه بود . هر چند قرار بود كه او شرع اسلام را منسوخ سازد ولى اين كار تنها براى آشكار ساختن كامل حقيقتهايى بود كه پيشتر در شرع اسلام و در كتابهاى مقدس پيامبران پيشين مكتوم شده بودند . با چنان نظريهاى نسبت به تاريخ دين راستين بوده است كه مورخ نزارى اسماعيلى ياد شده در بالا كه درباره خرمدينيان گزارش داده است مىتوانسته آشكارا اين نظريههاى خرميان را به سخره گيرد كه امامت تابع از مشيت الهى در دوران پيش از محمد از آن پادشاهان ايران بوده است و سپس از آنان به ابو مسلم ايرانى رسيده كه نوهاش - بنا به عقيده ايشان - به گونه مهدى بازخواهد گشت تا كيش راستين ايرانى را دوباره برپا سازد .
كيهانشناسى عرفانىاى كه جنبش نخستين اسماعيلى از آن پشتيبانى مىنمود به رغم وجود برخى از آموزشها و اصطلاحهاى اسلامى در آن خيلى كمتر اسلامى
فرقه هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 151
مساهمون: ويلفرد مادلونگ
ص١٥١