گورگاهش زيارتگاه ناصريان گشت . ناصريان پيوسته فرزندان او را بر ديگر علويان كه داوطلب امامت بودند برترى مىدادند و به ايشان سخت پيوستگى نشان مىدادند .
حضور دو مكتب زيدى در سرزمينهاى كناره درياى خزر به زودى به ستيزههاى فرقهاى در ميان ايشان انجاميد . اين دشمنى به سبب مخالفتهاى ديرينه نژادى در ميان ديلميان و گيلكيان بالا گرفت چون بيشتر ديلميان در شمار قاسميان و همه گيلكيان خاور سفيدرود از فرقه ناصريان بودند وضع هنگامى پيچيدهتر شد كه قاسميان با جماعت زيدى مقيم يمن پيوندهايى برقرار كرده و با نظريههاى آنها همداستان شده و امامت برخى از امامان يمنى را پذيرا شدند . در حالى كه ناصريان همچنان در قلمرو ناحيه درياى خزر محدود ماندند . در گرماگرم رقابتى كه در ميان اين دو فرقه در گرفته بود افراطيان هر دو سو تا آنجا پيش رفتند كه پيروان مكتب ديگر را كافر و ملحد خواندند . نزديك نيمه سده چهارم / دهم امام ابو عبد الله مهدى كه خود از فرقه قاسميه بود اما در هوسم « 1 » ( رودسر كنونى ) كانون اصلى آموزش و دانش ناصريان ، فرمانروايى مىكرد با معتبر اعلام كردن نظريههاى هر دو مكتب با اين استدلال كه اين هر دو بر اساس اجتهاد امامان بر حق استوار است . كوشيد تا شعله شور و شوق هواخواهى فرقهاى اين مكتبها را فرو نشاند . در حالى كه زيديان كناره درياى خزر اين عقيده را پذيرفتند . اين پذيرش تفرقه را به تمامى از ميان برنداشت .
تداوم اين دو مكتب همراه با انشعاب نژادى و هوادارى از زادگاه كمابيش انقسام سياسى دائمى در جماعت زيدى كناره خزر انجاميد . فرمانروايى علويان پس از برافتادن از تبرستان و استقرار دوباره در سرزمينهاى غربىتر در بيشتر زمانها به دو شاخه ديلمى و گيلكى منقسم بود .
زيديان در زمان فرمانروايى خاندان بويه در ايران به اوج عظمت رسيدند .
خاندان بويه يعنى ديلميان ناحيه لاهيجان ، نخست از خدمت در لشكريان ناصر للحق علوى و جانشين علوى او حسن پسر قاسم داعى به رهبرى رسيدند . هر چند خاندان
هامش
( 1 ) .Hawsam ,م .