بنيانگذار مكتب ويژهاى از فقه زيدى به نام مؤيديّه دانستهاند . هر چند برخى ديگر مؤيديه را بخشى از قاسميه دانستهاند . به ظاهر اختلافهاى ميان آن دو به نسبت ناچيز بوده است .
پس از برافتادن خاندان بويه ، شهر رى در سراسر سده پنجم / يازدهم و نيمه نخست سده ششم / دوازدهم هنوز به گونه كانونى مهم از آموزشهاى زيدى بود .
شايد در همين شهر بود كه موفق بالله ابو عبد الله حسين پسر اسماعيل شجرى جرجانى كه شاگرد ، قاضى عبد الجبار و رفيق مؤيد بود تدريس مىكرد . او نويسنده كتاب موجودى است به نام « كتاب الاحاطه » كه در آن به توصيف كلام معتزلى مكتب عبد الجبار و نظريههاى زيديان درباره امامت پرداخته است . پسرش مرشد بالله يحيى ( م . 477 / 1084 - 1085 ) از دانشمندان بزرگ رى بود كه در كلام معتزلى ، فقه زيدى ، حديث و نسبشناسى طالبيان چيرهدست بود . در سال 446 / 1054 - 1055 وى زمانى كوتاه در ميان ديلميان مدعى امامت زيدى گشت و چندى بعد در رى او را كيايحيى و امام خواندند . محدثان سنى نيز با او نشست و برخاست داشتند « 1 » .
محدث سرشناس معتزلى اسماعيل پسر على سمّان ( مرده نزديك 447 / 1056 ) در رى در فقه زيدى و نيز در مذهبهاى حنفى و شافعى چيرهدست بود . نزديك نيمه سده ششم / دوازدهم ابو عباس احمد پسر ابى حسن كنى در رى و در زادگاهش كن كه در كوهستانهاى آن نزديكىهاست به عنوان دانشمند و معلمى زيدى فعاليت داشت .
معروفيت وى بيشتر به علت روايت شمار بسيار از كتابهاى مؤلفان زيدى كنارههاى خزر از براى قاضى جعفر پسر ابى يحيى يمنى بوده كه روزگارى نزد او درس مىخوانده و سپس اين كتابها را در يمن معرفى كرده است .
بيهق كانون ديگر آموزشهاى كيش زيدى در ايران در فراسوى ولايتهاى
هامش
( 1 ) .Der Imam al - Q simصص 184 - 185 ابن حجر « لسان الميزان » ششم ص 247 و ششم صص 248 - 249 دو زندگينامه از او به دست مىدهد . ابن جوزى « منتظم » نهم ص 35 ، ابن طباطبا « منتقلة الطالبيه » به كوشش الخرسان ص 156 .