بوده است و مفهومش تنها با پژوهش مىتواند درخور كشف باشد . بنابراين آنان تخلف صحابه و جامعه اسلامى متقدّم را كاهش داده و آن را ناديده مىگرفتند و از خلافت خليفگان پيش از على پشتيبانى مىكردند . اما با انگيزه نيرومند انقلابى خود با خارجيان نزديكى داشتند و از براى خلافت مستقر و صلح جامعه تهديدى فورىتر از اماميه آرامش طلب ايجاد مىكردند . بنابراين بيش از دوازده اماميان در معرض آزار و توقيف بودند و مانند خارجيان تنها در سرزمينهاى دست نيافتنى يا دور از كانونهاى قدرت خلافت مىتوانستند موفق شوند .
با اينكه چند شورش نافرجام و متقدم امامان زيدى در خاك ايران رخ داد ، كيش فرقهاى زيديان تا نزديك صد سال پس از مرگ زيد پسر على در سال 122 / 740 در ايران ريشه نگرفت . يحيى پسر زيد كه زيديان او را در شمار يكى از امامان خود آوردهاند در خراسان از همدردى بسيار و حمايتى اندك برخوردار گشت . وى پس از آنكه شورش مردم كوفه در پشتيبانى از پدرش به شكست انجاميد به خراسان گريخت . گماشتگان اموى به دنبال دستگيريش بودند و خراسانيان بارها در جاهاى گوناگون پناهش دادند تا اينكه در سال 125 / 743 در نزديك گوزگان ( جوزجان ) به دست دنبالكنندگانش كشته شد . اما دعوت عباسى با پشتيبانان محلى او دمسازى كرد و مرگ او و مرگ پدرش را از براى انگيختن احساسهاى ضد اموى دستآويز قرار داد بىآنكه با هدف آنان همدرديى چندان داشته باشد . پنج دهه بعد در آغاز فرمانروايى هارون رشيد ، يحيى پسر عبد الله حسنى كه در شورش حسينى حسين بن على در حجاز شركت جسته بود به پادشاه جستانى ديلمى رودبار در كوهستانهاى ديلمان پناه برد . گروهى از ياران زيدى كه از مردم كوفه بودند او را همراهى مىكردند . ديلميان هنوز به كيش اسلام نپيوسته بودند . و نشانهاى در دست نيست كه اقامت كوتاهش در اين كوهستانها پيش از آنكه به فضل پسر يحيى برمكى تسليم شود ، موجب نفوذ فعال كيش زيدى در اين ناحيه شده باشد . در سال 219 / 834 اندكى پس از به خلافت رسيدن معتصم ، محمد پسر قاسم حسنى با گروهى كوچك از زيديان كوفه به طالقان در خراسان آمد و در آنجا شورشى به راه انداخت كه به زودى سركوب شد . نشانههايى
فرقه هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 141
مساهمون: ويلفرد مادلونگ
ص١٤١