تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 599

مساهمون:

ص٥٩٩
ابن الوردى و قزوينى و تجانى مايه دارد ، 79 ولى بر عكس در مسائل نزديك به آن دوران اهميت فوق العاده دارد ، مثلا حوادث جنگ از سال 1784 تا 1792 ميان تونس و ونيز را روشن مىكند . مطالب جغرافيايى در مؤلّفات يكى از معاصران مقديش اهميت بيشتر دارد ؛ مقصودم ابو راس محمّد بن احمد الناصرى است 80 كه از جمله پركارترين نويسندگان مغرب در اين دوران است . تأليفات وى در علوم مختلف يكصد و چهل كتاب است و با فخر و خودنمايى از مقايسهء خويش با سيوطى معروف سخن آورده است . سفر بسيار كرد و مايه‌هاى فراوان به دسترس داشت ، از اين‌رو اطّلاعات جغرافيايى گرانقدر به دست مىدهد . متأسّفانه تمايلات آشفتهء ادبى بر او چيره بود و مغرورانه پنداشت كه در همهء رشته‌هاى علوم تأليف تواند كرد . ابو راس به سال 1751 / 1165 ه . در جبال اطلس تولد يافت . زندگانى طفوليت او به سختى گذشت ؛ يا دچار فقر شديد بود و يا چون دانشجويى آواره زندگى مىكرد . عاقبت در مسكره اقامت گرفت و نخست به تدريس مشغول شد و بعد به قضاوت رسيد و سپس عنوان مفتى يافت . به سال 1800 / 1214 ه . كه پنجاه ساله بود در اثناى سفر حجّ تعدادى شهرهاى آفريقاى شمالى را در الجزاير و فاس و نيز پاره‌اى از مراكز معتبر عربى چون قاهره و قدس را بديد . وى دست كم دوبار حجّ كرد و اين به سالهاى 1790 و 1811 / 1204 و 1226 ه . بود . در اثناى سفر دوّم از نزديك با جنبش و هابيان آشنا شد و به سال 1823 / 1238 ه . وفات يافت . اطّلاعات ما از زندگى او از سرگذشتى است كه پس از سال 1818 خود تنظيم كرده است . 81 با آنكه به سبك درويشان نوشته شده و از « نعمت خالق جلّ و علا » و « ظفر و فضل خدا و گفت و گو از پروردگار و نعمت او » سخن دارد و پر از احساسات شخصى و گفت و گو از خويشتن است ، ولى دورنمايى از اوضاع محيطى كه ابو راس در آنجا نشو و نما يافته به دست مىدهد . كتاب به پنج فصل تقسيم مىشود كه ضمن آن به ترتيب از رشد خويش ، استادان ، سفرها ، و بعضى مسائل دينى كه به حل آن اشتغال داشته و بالأخره از فهرست مؤلّفات خود سخن دارد . براى آنكه انديشه‌اى از تمايلات اساسى او به دست داده باشيم بايد بگوييم كه فصل مربوط به مسائل دينى دو پنجم همهء كتاب را گرفته است . فصل مربوط به سفرهاى وى كه بيشتر از همه مورد توجّه ما تواند بود ، بسيار ناچيز است و از دو تا سه صفحه نمىگذرد . اين سخن دربارهء محتويات فصل مذكور نيز صادق است ، زيرا از شهرى كه رفته با عاداتى كه ديده سخن نيست ، بلكه همهء گفت و گو از دانشوران و مذاكره با آنهاست . ترتيب اين فصل مانند فصل مسائل دينى است . علاقه داشته كه براى منظومه‌هاى خويش شرحهاى تاريخى و جغرافيايى بنويسد . شرحى از اين گونه براى منظومهء خود دربارهء سقوط دهران به سال 1791 / 1205 - 1206 ه . نوشته و شخصا در اين حادثه تاريخى شركت داشته است . شرح مذكور در يكى از نسخه‌ها عنوان عجائب الأسفار و