بىگفت و گو عبور كندوى از سواحل اروپاى جنوبى فرصت داد كه بهتر از بسيارى از جهانگردان ديگر ديار فرهنگ را بشناسد . سفر دوّم وى مدتها بعد صورت گرفت و عضو سفارتى بود كه به سال 1786 / 1200 ه . به استانبول رفت و در راه از موغادير ( الصويره ) به مالقه رفت و از آنجا از راه دريا از تونس گذشت و به قسطنطنيه رسيد و يك چند روز در آنجا بماند و گزارشى مفصّل از پايتخت دولت عثمانى و راه بازگشت به طنجه به جا گذاشته است . پس از هشت سال و ظاهرا به انگيزهء شخصى بار ديگر به سال 1793 / 1208 ه . استانبول را ديد كه در اين سفر نيز از تونس گذشت و در تركيه به كاروان حجى كه از سوريه عبور مىكرد ، پيوست .
پس از آن وى را در قاهره مىبينيم ، ولى بار ديگر به سوريه و آسياى صغير سفر كرد و از آنجا با كشتى به تونس رسيد و به وطن خويش بازگشت .
اين سفرها و كار توانفرسا در دستگاه دولت و در رشتهء نويسندگى كه محبوبيتى براى او فراهم نكرد ، مانع توجّه زيّانى به كارهاى علمى نبود و بتقريب پانزده كتاب تأليف كرد كه بعضى مفصّل است . بيشتر به تاريخ توجّه داشت . به سال 1815 / 1230 ه . كتاب اساسى خود را كه در زمينهء تاريخ نو اهميت بسيار دارد به سر برد . كتاب دو قسمت نامساوى است كه اوّلى به صورت مقدّمهاى مختصر ، تاريخ عمومى اسلام را شرح مىدهد و قسمت دوّم از تاريخ خاندانهاى حكومتى اسلام در مشرق تا به دوران عثمانى و از تاريخ مغرب از ادريسيان تا دوران شريفان سجلماسه سخن دارد . بحثى از نژادشناسى مراكش را نيز به صورت ذيل كتاب آورده است و آن را با نگاهى سريع به سفرهاى خود ختم مىكند . با وجود سالخوردگى ، تأليف مفصّل جغرافيايى خود را نيز آغاز كرد و در ضمن آن ، همهء سفرهاى خويش را با توجّه به جغرافياى عمومى با دنباله نويسيهاى ديگر آورد . 88 اين كتاب را به سال 1818 / 1233 ه . كه هشتاد و شش سال داشت به سر برد و تا هنگام وفات پيوسته بر آن مىافزود . معمولا كتاب را چنين عنوان مىدهند : الترجمانة الكبرى الّتى جمعت اخبار ( مدن ) العالم برّا و بحرا ولى عنوان كامل بيشتر از اين است 89 و نمونهء رسوم كهن است كه زيّانى نيز بدان دلبسته بود ، بدين صورت :
الترجمانه الكبرى ، الّتى جمعت اخبار العالم برّا و بحرا ، و ما تخللها من الأمصار ، و المدن و القرى و القفار ، و البحار و الجبال و الأنهار ، و العيون و المعادن و الآبار ، و غير ذلك من عجائب خواص الحيوانات و الاحجار ، و يؤيد ذلك من التفسير و الآثار ، و نوازل الفقه و لغة العرب و شواهد الأشعار .
از اينجا معلوم مىشود كه كتاب زيّانى روش سفرنامههاى قديم و گزارشهاى كلّى دارد . محور كتاب سفرهاى اوست امّا به هيچ ترتيبى مقيد نيست .
در نخستين مرحله ، گزارشى از مغرب دارد 90 و پس از آن قصّهء سفر استانبول به سال 1780 / 1200 ه . آمده است . از اين فرصت براى وصف اندلس و قسطنطنيه و آثار آن استفاده
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 601
مساهمون: ابوالقاسم پاينده
ص٦٠١