مفصّل دارد . بقيهء راه تا مكّه ، راه معمولى حاجيان مغربى بود كه از مصر مىگذشت . مؤلّف از لحاظ موضوعاتى كه مورد توجّه وى شده با عياشى شباهت بسيار دارد . ملاقاتهايى را كه ضمن سفر با دانشوران مختلف داشته منظّم و بتفصيل نقل مىكند و از نسخههاى خطّى سخن مىآورد . به مسائل تاريخى بىعلاقه نبوده ، ضمن دنبالهاى ، از فتوحات عقبة بن نافع در آفريقاى شمالى گفت و گو مىكند . گاهى نيز از حوادث معاصر ، چون گلوله باران طرابلس به وسيلهء فرانسويان كه در اثناى حجّ سال 1684 / 1096 ه . شاهد آن بوده ، سخن مىكند .
اين گونه سفرنامههاى ادبى رونق و رواجى داشت ، و بهترين شاهد قضيّه سفرنامهء يكى از شاگرفان درعى 68 يعنى محمّد بن طيب نور اللّه مدنى شراغى فاسى است كه شاعر و لغتشناس بود و سرنوشتى ديگر داشت . وى در سال 1698 / 1110 ه . در فاس تولد يافت و به سال 1756 / 1170 ه . در مدينه كه ساليان دراز آنجا تدريس مىكرد درگذشت . 69 شوق نيررمندى به سفر داشت . از مدينه سفرى به استانبول رفت كه در راه سوريه را ديد ، ولى از راه مصر بازگشت . 70 توان گفت كه وى از جمله بزگترين دوستداران سفر بود ، يكى از منظومههاى او نيز در ستايش و فوايد سفر است . 71 اين موضوع در ادب تازه نيست ، ولى به هر حال نشان تمايلات مؤلّف است . از سفرنامهء حجّ وى كه به سال 1727 - 1728 / 1139 - 1140 ه . از فاس رفت و برگشت 72 نسخهاى خطّى بهجاست . به تاريخ بيست و پنجم فوريهء سال 1727 / 1139 ه .
از فاس درآمد و پانزده ماه و بيست و يك روز در سفر بود . كتاب به صورت يادداشتهاى روزانه تدوين شده ، ولى مقدّمهاى منظّم دارد . هدف وى چنان كه خود او مىگويد سه چيز بود :
اينكه منزلگاههاى راه را معيّن كند ، از همهء شخصيتهايى كه با آنها گفت و گويى داشته سخن آرد ، و دربارهء سفر شواهدى از شعر بيارد . علاقهء وى به نظم و ترتيب از فصول مقدّمه نمايان است .
ضمن آن از اهميت حج و زيارات كعبه و فضيلت زيارات قبر پيغمبر و از سفر و فوايد آن و تكاليف و مشكلات مسافر سخن مىكند و سرانجام پارهاى قواعد بهداشتى را كه مىبايد مسافر رعايت كند و لوازمى را كه مىبايد در سفر همراه ببرد ، ياد مىكند . سفرنامههاى حجّ مغربى را مىشناسد و از عبدرى و عياشى بسيار نقل مىكند . بناى كتاب تنها بر مشاهدات شخصى او نيست ، بلكه نوشتههاى اين رشته را نيز بدقت مطالعه كرده است . تحقيق نشان داده كه اطّلاعات وى دربارهء اقليم شناسى و مسائل مربوط به راه كاملا دقيق است ، ولى مانند بيشتر اسلاف خود در كار تعيين مسافت دقيق نيست .
همهء سفرنامههاى مغربى را به واسطه نمىشناسيم ، بعضى را فقط از روى نام در فهرست نسخههاى خطّى يا از عنوان چاپهاى كمياب شناختهايم . مثلا در حدود سال 1750 / 1163 ه .
عبد الرحمن بن محمّد بن خروب محّاجى ، گزارش سفر مكّهء خويش را تأليف كرد كه نسخهاى
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 597
مساهمون: ابوالقاسم پاينده
ص٥٩٧