جغرافياى خالص است . پس از آن تحليلى از مختصات و اخلاق و عادات روس دارد و به دنبال آن از حكومت و نظام كشورى و لشكرى و دين و سپس از مبلّغان و پطريركها سخن دارد و اطلاعاتى از مدارس روسيه به دست مىدهد . اين رساله دست كم از لحاظ شناسايى منابعى كه از آن مايه دارد جالب است . و . ر . روزن در آغاز فعاليّت علمى خويش توجّهى بدان داشت و منتخباتى از اين نسخه در اوراق وى به دست آمد . 62 پيش از مطالعهء دقيق دربارهء اين اثر در نوع خود منحصر به فرد ، كه به احتمال قوى منبع آن كتابى به زبان يونانى بوده است ، قضاوت كردن آسان نيست .
در زمينهء مؤلّفات جغرافيايى ، مغرب از لحاظ مقدار با سوريه رقابت مىكند . در آنجا نيز انگيزهء اصلى ، سفر به اماكن مقدّس ، يعنى حجّ ، بوده است . گزارش سفر از قالب كهن بيرون نيامده و غالبا به صورت يادداشت روزانه تنظيم شده و مؤلّفان غالبا از محيط صوفىوار دانشوران محلّى بودهاند .
ابو العباس احمد بن محمّد ناصر درعى ، كه به احتمال قوى به سال 1717 / 1129 ه . در تمجروت وفات يافته و به سال 1647 / 1057 ه . در آنجا متولد شده ، از اين گروه اخير بوده است . 63 پدرش شيخ يكى از زاويهها بود و در قلمرو ادب اثرى به جا نهاد . پسر در زاويه جانشين پدر شد و ضمن سفرها به سر و سامان دادن به فرقهء شاذلى مىپرداخت . ذوق ادبى او در سفرنامهء حجّ كه عنوان الرحلة الناصرية دارد خوب نمايان است . كتاب به سال 1902 / 1320 ه .
در دو جلد در فاس چاپ شده و نسخهء آن كمياب است و شهرت آن بيشتر از ترجمهء مختصرى است كه بربروگه به زبان فرانسه آورده است . مترجم به قسمتهاى مربوط به شمال افريقا تا طرابلس بس كرده است . 64 ولى ترجمهء وى انديشه روشنى از كتاب و مؤلّف مىدهد . كتاب گزارش حجّ مؤلّف است كه بتقريب دوازده ماه ، از اكتبر 1709 / 1121 ه . تا اكتبر 1710 / 1123 ه . طول كشيده است . ضمن كتاب از حجهاى سابق او به سال 1684 / 1096 ه . 65 و 1697 / 1109 ه . مكرّر سخن مىرود . 66 بربروگه حق داشت كه ترجمهء سفرنامهء درعى را با ترجمهء كتاب عيّاشى در يك جلد آورد ، زيرا رسالهء درعى از لحاظ راه حجّ و روش تأليف ، به ترتيب ، يادداشتهاى روزانهء كتاب عياشى را به ياد مىآورد . 67 البتّه اين روش تازه نبود ، خود درعى از چند تن هموطنانش كه در اين رشته پيش از او بودهاند ، چون تجانى كه سفرنامهء حجّ او مربوط به قرن چهاردهم است ، سخن آورده است . مؤلّف پس از خروج از مولد خود ، از سجلماسه گذشته و به طرابلس رسيده است ، ولى در راه بارها براى ديدن جاهاى فرعى ، چون خيمهگاههاى قبيله لواتهء بربر و بسكرى و قابس ، توقف كرده است و دربارهء قابس گزارشى
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 596
مساهمون: ابوالقاسم پاينده
ص٥٩٦