ژوئيهء سال 1734 متوقّف مىماند . مسائل مورد علاقهء مؤلّف محدود است . قصهء كاتوليك شدن و آزار هم مذهبان خود را بتفصيل مىگويد . از جشنهاى رم در سال يوبيل ، و رسوم انتخاب پاپ و از كليساهاى مختلف و آثار قدّيسان و مراسم دينى سخن دارد . جشنها و آتشبازيها مورد علاقهء اوست . گاه و بىگاه رخدادهاى طبيعى چون طوفان سخت توجّه او را جلب مىكند . بعضى از مناطق ايتاليا را ديده ، مثلا به سال 1731 بر كنارههاى آدرياتيك بوده ، ولى فقط واتيكان و مسائل مربوط به آن مورد علاقهء اوست . از همهء اقامتگاههاى كشيشان و از همهء مبلّغانى كه به امريكا فرستاده شدهاند سخن دارد . محتملا با سفرنامهء الياس حلبى آشنا بوده است . اهميت سفرنامهء او از اين جهت است كه روابط كليسايى شرق و غرب را در آن روزگار بيطرفانه وصف مىكند . و احساسات يك مرد شرقى را دربارهء اروپاى آن روزگار نشان مىدهد .
اطّلاع ما از يك سفرنامهء مربوط به فلسطين اثر شخصى به نام الياس غضبان حلبى 56 از گزارش نسخهء خطّى آن ، كه در بيروت هست ، مايه دارد . مؤلّف سفرنامه از جماعت كاتوليك رومى بوده و در حلب ميان هم مسلكان خود اعتبارى داشته است . وى با دو كشيش ديگر به روز سيزدهم آوريل سال 1755 از راه خشكى به سفر زيارت رفته و بيست هفتم مه همان سال برگشته است . مدّت سفر نشان مىدهد كه عجولانه بوده است . با اين همه ، به گفتهء شيخو ، گزارش آن در زمينهء تاريخ و اقليم شناسى مطالبى گرانقدر دارد . سفرنامهء او دو قسمت است : اوّلى دربارهء سفر است و دومى از مكانهاى مقدس سخن دارد .
كمى پيش از آن ، و به تحقيق در سال 1753 ، خليل صبّاغ به سينا سفر كرد . وى از فرقهء ملكانى بود و نسخهء خطّى سفرنامهء او در كتابخانهء ملى پاريس هست و پدر لويس شيخويسوعى آن را از روى نسخهء موجود در بيروت و مأخوذ از نسخهء پاريس چاپ كرده است . 57 سفرنامه دراز نيست و جمعا از دوازده ورقهء خطيى تجاوز نمىكند كه بتقريب همه از مكانهاى مقدّس سينا سخن دارد . خليل صبّاغ سفر خود را از مصر با رئيس دير كه از قاهره بازمىگشت و پنجاه و شش زائر مسيحى همراه داشت آغاز كرد . يازده روز در راه بودند و در آخر سفرنامه مىگويد كه سفر از قاهره تا طور سينا دقيقا يكصد ساعت وقت مىبرد . سفرنامهء مختصر او از كليساى طور سينا و خزانهء دير و ديگر مكانهاى مقدّس اطراف آن گزارشى مفصّل دارد و دربارهء باغ و مقبرهء دير و زندگى راهبان و زائران ، چه در مواقع عادى و چه در جشنهاى دينى خاص كه روز عيد قدّيسه كاترين بنا شده و از نزديك شاهد آن بوده ، اطّلاعات كافى دارد . سبك حكايت نوعا ساده است و گهگاه كلمات عاميانه به آن راه يافته است و گاه و بىگاه علاقه به تصنّع ادبى در آن نمايان مىشود امّا سجع آن ناموفق و خام است . گزارش خضر كلدانى ، كتاب الياس موصلى را به ياد ما مىآورد ، ولى
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 594
مساهمون: ابوالقاسم پاينده
ص٥٩٤