تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 592

مساهمون:

ص٥٩٢
علم آموخت . سپس سالهايى دراز از عمر خويش را در بغداد به تدريس گذرانيد ، تا به سال 1760 / 1174 ه . همانجا درگذشت . 43 منظومه‌ها و مقامه‌هايى كه هنگام فراغت از مطالعات دينى با شوق كامل به تأليف آن مىپرداخت نمودار ذوق ادبى اوست . ظاهرا دوبار به سال 1735 - 1737 / 1148 - 1150 ه . و سال 1744 / 1157 ه . به حجّ رفت و سفرنامهء وى با عنوان النفحة المسكيّة فى الرحلة المكيّة ، كه قطعه‌اى از آن در كتاب الحجج القطعية لإتّفاق الفرق الاسلامية هست ، مربوط به حجّ دوّم است . اين كتاب رواج فراوان يافت ، نه تنها به دليل چند نسخهء خطّى كه از آن هست 44 بلكه به سال 1906 / 1323 ه . در قاهره به چاپ رسيده و سه سال پس از آن به تركى ترجمه شده است . 45 كتاب از اين جهت كه انديشه‌اى روشن از كوشش نادرشاه ( 1736 - 1747 / 1148 - 1160 ه . ) براى توافق ميان سنى و شيعه به دست مىدهد ، اهميت بسيار دارد . گولد تسيهر به موقع از غرابت قضيّه و كسانى كه حوادث آن را تدوين كرده‌اند سخن آورده است . 46 ا . اشميت گزارش سويدى را تحليل كرده و قطعات مفصلى از آن را آورده است . 47 نادرشاه به فكر افتاد مناظره‌اى بزرگ ميان دانشوران شيعهء نجف و كربلا و دانشوران سنى افغانستان و ما وراء النهر ترتيب دهد و مؤلّف به تهديد و فشار والى بغداد ، احمد پاشاى معروف ( متوفّى به سال 1747 / 1160 ه . ) ، ناچار شد 48 به نمايندگى از دانشوران سنى قلمرو عثمانى در آن شركت كند . مناظرهء مذكور ، روز دوازدهم دسامبر سال 1743 / 1156 ه . در نزديكى نجف انجام گرفت 49 و از لحاظ تاريخ و سياست هيچ گونه اثرى نداشت ، ولى كتابى بسيار جالب از گزارش حوادث آن به جاى مانده كه تصويرى روشن و جاندار از خود مناظره به دست مىدهد . مؤلّف به پاس اينكه از اين بليه سالم جست ، به زيارت كعبه رفت 50 و ضمن گزارش حجّ ، قصهء مناظره را نيز آورد . مؤلّف در مقدّمهء ذيل مذكور ، حوادث آن دوران و سالهاى نزديك به آن را از تاريخ ايران و دولت عثمانى و ظهور نادرشاه و دو محاصرهء بغداد به دست او و انتخاب وى به سلطنت در دشت مغان ( سال 1736 / 1148 ه . ) آنگاه تلاش براى ايجاد رابطه با دولت عثمانى به منظور اينكه مذهب شيعه از مذاهب رسمى اسلام شناخته شود ياد كرده است . ضمن گزارش وى ، حكايت جالب ملاقات با نادرشاه كه از همان لحظهء اوّل اثرى بسيار خوب در او داشته ، اهميت درجهء اوّل دارد . البتّه مطالب جغرافيايى آن بجز گزارش پر شور خروج از بغداد و اقامت دو روزه در نجف بسيار ناچيز است . اهميت مطالب وى در زمينهء تاريخ و فرهنگ از گزارش سفر كه بسيار روشن و گوياست كمتر نيست . از روى قطعه‌اى كه از گزارش سفر به جا مانده ، مىتوان گفت كه سفرنامهء حجّ سويدى از سطح عادى برتر است . متأسّفانه دسترسى به نسخه‌هاى خطّى كتاب مشكل است ، بدين جهت تاكنون چنان كه بايد بدان توجّه نشده است .