تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 580

مساهمون:

ص٥٨٠
تاريخ قديم و جديد اندلس و ادب آن به طور كلّى ، كامل كند . 219 بدين سان و بتدريج ضمن آماده كردن متن دوّم كتاب قسمت تازه و مستقلى به وجود آمد كه رنگ عمومى داشت و در كتاب او مقام اوّل يافت و بتقريب دو سوّم آن را گرفت . مؤلّف ، كتاب خويش را به اين صورت نهايى در نهم اوت سال 1630 / 1039 ه . به سر برد ، 220 و عنوانى به آن داد كه جامع هر دو موضوع باشد يعنى نفخ الطيب من غصن الاندلس الرطيب و ذكر وزيرها لسان الدين بن الخطيب . 221 قسمت اوّل كتاب ، خاصّ اندلس به طور كلّى است و يك چاپ اروپايى از آن هست كه به وسيلهء دوزى ، دوگا ، كرل ، و رايت انجام شده ( 1855 - 1861 ) و ملاحظاتى گرانقدر از فليشر در نقد متن پيوست دارد . 222 چاپ كامل كتاب به صورت غير علمى در مصر صورت پذيرفت ( بولاق 1862 - 1863 / 1279 ه . ؛ قاهره 1885 / 1302 ه . ) . توان گفت كه مقرى نقش ياران دمشقى را در تأليف كتاب ، جاويد كرده است . 223 در مقدّمهء دراز خود ، مكرّر و مفصّل از اصرار ايشان در گفت و گوها و يادآوريها سخن مىكند و مىگويد كه تأليف وى پيرامون اسپانياى عربى از چهار جهت با مردم سوريه ارتباط دارد : نخست آنكه انگيزهء تأليف كتاب از ايشان بوده است . دوّم آنكه شاميان اسپانيا را گشودند . به علاوه ، قسمت اعظم ساكنان عرب آنجا شامى بودند و نيز به وقت بنيان غرناطه كه آخرين دژ عرب در اسپانيا بود بيشتر ساكنانش اهل دمشق بودند . 224 شايد عواطف مقرى نسبت به ياران دمشقى خود سبب شد كه كتابى تاريخى بنويسد با عنوان عرف النشق فى اخبار دمشق كه تا كنون آن را از روى عنوانى كه در يك فهرست كتابشناسى آمده مىشناسيم . 225 انجام تأليف كتابى بزرگ كه نسخهء چاپى آن نزديك به سه هزار صفحه مىشود در مدّتى چنين كوتاه ، نشان مىدهد كه موضوع آن پيوسته انديشه مؤلّف را مشغول داشته و از مدتها پيش مطالب آن فراهم آمده است . خود او در مقدّمه مىگويد كه مطالب را وقتى كه در وطن بوده جمع‌آورى كرده است . 226 ولى بجز قسمتى ناچيز همه را در مغرب به جا نهاده است . 227 به علاوه ، ضمن سخن مكرّر از مؤلّفات معروفى كه در مغرب به دسترس داشته ولى در مشرق مطلقا نيافته ياد مىكند . 228 مثلا دربارهء ذخيرهء ابن بسّام چنين گويد : « ذخيره در بلاد مشرق كمياب است . در مغرب اين گونه كتابها را داشتم و از آنها كمك مىگرفتم ، ولى آنجا گذاشتم و خدا پراكنده را فراهم آرد . » 229 در خاتمهء يكى از ابواب گويد : « بسيار كسان از مشرق به اندلس آمده‌اند ، ولى مرجعى كه در اين بلاد از آن كمك بگيريم نيست و از اين جهت معذورم . اگر كتابهايم كه در مغرب مانده به دسترس بود ، در اين باب و موارد ديگر مطالب كافى مىآوردم . » 230 و امثال اين كتابها بسيار است و شايد به همين جهت در آغاز در امكان كارى كه مورد علاقهء ياران بود ترديد داشت . چون بناى كتاب بر حافظه بود و كار تأليف در مدّتى كوتاه انجام شد ، اثر عجله در قالب