تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 582

مساهمون:

ص٥٨٢
در ايام بنى نصر . باب چهارم ( جلد اوّل ، صفحهء 297 تا 462 ) گزارشى مفصّل از دوران رونق قرطبه دارد ( در ايام امويان تا به سال 1013 و پيش از تسلّط كاستيليها به سال 1236 ) . و بيشتر گفت و گو از مسجد معروف شهر و قصر الزهراء و آثار ديگر است كه رشتهء فضايل را به ياد مىآورد . باب پنجم كه بسيار مفصّل است ( جلد اوّل ، صفحهء 463 تا 943 ) مطالب تاريخى و ادبى بسيار دارد . مؤلّف در ضمن آن از اندلسيانى كه به مشرق سفر كرده‌اند سخن آورده و سرگذشت سيصد و چهار تن از اين جهانگردان را ياد كرده و گاه مطالب وى بسيار مفصّل يعنى دراز است . ضمنا دنباله نويسيهايى در ستايش دمشق دارد . اندازهء سرگذشتها مختلف است و از چند سطر تا دهها مىشود و مفصّلتر از همه از ابن عربى صوفى است ( جلد اوّل ، صفحهء 567 تا 583 ، شمارهء 113 ) و ابو حيّان نحوى ( جلد اوّل ، صفحهء 829 تا 862 ، شمارهء 214 ) و مخصوصا ابن سعيد ( جلد اوّل ، صفحهء 634 تا 707 ، شمارهء 166 ) و ابن جبير ( جلد اوّل ، صفحهء 714 تا 797 ، شمارهء 178 ) كه هر دو جهانگرد بوده‌اند . در قسمت مربوط به ابن سعيد منتخباتى از ديوان و هم از كتاب المغرب وى آمده و گزارش جالب او را دربارهء قاهره نقل كرده است . از هشتاد صفحهء مربوط به ابن جبير در واقع بيشتر از ده صفحه مربوط به خود او و مؤلفاتش نيست و بقيهء صفحات نمونهء روشنى از ترتيب كار مقرى است كه ، طبق معمول ، دمشق مقام اوّل دارد ، زيرا از آن پس كه قطعاتى از گزارش ابن جبير را دربارهء آن نقل مىكند به گفتار ديگران و بخصوص شاعران در ستايش دمشق مىپردازد ( جلد اوّل ، صفحهء 719 تا 734 ) . پس از آن نامه‌هاى منثور و منظومى را كه با دوستان دمشق مبادله كرده مىآورد كه قسمت اعظم جار را گرفته است ( جلد اوّل ، صفحهء 734 تا 781 ) ، و ضمنا فرصت را براى نقل قسمتهاى مفصلى از نامه‌هاى خويش با دانشوران مغرب مناسب مىشمارد ( جلد اوّل ، صفحهء 781 تا 791 ) . در نتيجهء همين روش ، كتاب مقرى در پاره‌اى از موارد بيشتر از حد معمول دراز مىشود . باب ششم نيز مانند همين باب است و از مشرقيان مهاجر به اندلس سخن دارد ( جلد دوّم ، صفحهء 2 تا 103 ) ، و سرگذشت هفتاد و دو تن از سرداران و اداريان و دانشوران و جهانگردان را نقل مىكند . باب هفتم كه مفصّلترين باب كتاب است ( جلد دوّم ، صفحهء 104 تا 670 ) از چند موضوع سخن دارد و ضمن آن اخلاق و فضل مردم اندلس را در عرصهء علم و ادب تشريح مىكند ، و سه نامهء كامل از شقندى ، ابن حزم ، و ابن سعيد در فضيلت اندلس مىآورد كه نمونه‌اى از درازنويسى است . و هم در اين قسمت دربارهء اديبان و شاعران اندلس اطّلاعات كافى هست و از سرگذشت بيست و پنج تا سى زن شاعر سخن رفته است . باب هشتم و آخر قسمت اوّل ( جلد دوّم ، صفحهء 671 تا 835 ) مطالب تاريخى بيشتر دارد و از پيكار اسپانيوليها و عربان سخن مىكند و مطلب را تا سقوط غرناطه مىرساند .
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 582 | ابوالقاسم پاينده / ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى