تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 583

مساهمون:

ص٥٨٣
قسمت دوّم اين كتاب دراز كه در آغاز مستقل بود ، مطالعه‌اى مفصّل دربارهء لسان الدّين ابن خطيب ، وزير و اديب معروف غرناطه در قرن چهاردهم ، است ( 1313 - 1374 / 713 - 776 ه . ) . در باب اوّل از ريشه و اسلاف وى سخن دارد ، در باب دوّم سرگذشت او را شرح مىدهد ، باب سوّم از زندگانى مشايخ او گفت و گو دارد و قطعات مناسبى از مؤلّفات آنها را نقل مىكند ، در باب چهارم نمونه‌هايى از گفتار وى را در مناسبات مختلف با قسمتهايى از نامه‌هايش نقل مىكند ، در باب پنجم منتخباتى از شعر و نثر مسجع او مىآورد ، در باب ششم فهرست مؤلّفات كامل يا ناقص وى در عرصه‌هاى علم و ادب با شرح محتويات و نقل نمونه‌هايى از مطالب آن آمده است ؛ در باب هفتم از شاگردان وى و مقلّدان روش ادبى او سخن مىرود ، و بالأخره باب هشتم سخن از فرزندان و نوادگان مرد بزرگ غرناطه است و پندها و گفته‌هايى كه از او به يادگار مانده است . در اين جا مؤلّف فرصتى به دست مىآورد تا كتاب را با نقل اشعارى كه در ستايش پيمبر [ ص ] گفته‌اند ، به سر برد . تحليل محتويات كتاب ميزان علاقهء مقّرى را به نوشته‌هاى جغرافيايى نشان مىدهد . چنان كه ديديم مقدّمه و باب اوّل و چهارم قسم اوّل را بىگفت و گو به رشته‌هاى مشخّص جغرافيا مىتوان پيوست و باب پنجم و ششم منقولاتى از سفرنامه‌هاست . بىگفت و گو اين ملاحظات بتنهايى كافى نيست كه نفح الطّيب را ضمن گفت و گوى عمومى از نوشته‌هاى جغرافيايى بياوريم ، بلكه شايد اهميت مطالب آن را از لحاظ جغرافيايى به معناى وسيع كلمه در نظر بگيريم . عيب اساسى كتاب ، چنان كه دوگا ضمن تحليل عمومى آن مىگويد ، اين است كه طى دو هزار صفحه « چون بيابانى بىراهنماست » . 236 ولى نبايد انكار كرد كه تاريخ و ادب و علم و هنر و جامعهء اسپانياى مسلمان را از قرن هشتم تا قرن پانزدهم از مقابل ما مىگذراند ، و تابلوى بسيار بزرگى است كه از رونق و وضوح بىبهره نيست و در آن آدمها و شهرها و آثار و حوادث و سفرها و پيكارها و منظره‌هاى گونه‌گون را مىبينيم ، به طورى كه در ديگر نوشته‌هاى عربى مانند ندارد . بىگفت و گو مقرى ابتكار ندارد ، ولى تا وقتى كه همهء منابع وى به دست بيايد - و اين كارى است بعيد - اهميت و ارزش كار او محفوظ خواهد ماند . مؤلّف نفح الطيب به عنوان يكى از پيروان سبك « پر تكلّف » ، در مقايسه با كسى مانند عتبى و حتّى ابن عربشاه ، از لحاظ ذوق ادبى و مهارت نويسندگى فقير است . با اين همه ، شوق فطرى او به نوشتهء هنرى و دلبستگى شديدش به اندلس در دل خواننده نفوذ مىكند و عواطف او را به اهتزاز مىآورد . به همين جهت كتاب مقرى به دوران ظلمت نوشته‌هاى جغرافيايى ، در قرن پانزدهم / دهم ه . شعله‌اى نور افزاست .