در مدرسهء « جقمقيه » به تدريس مشغول شود . بار ديگر مقرى به تدريس صحيح بخارى پرداخت و آن را در چهل روز ، به روز بيست و يكم مه سال 1628 / هفدهم رمضان 1037 ه . در ميان شور و جشنهاى جماعت به سر برد . در ميان شاگردان وى شخصيتهاى معروف پديد آمد كه به گفتهء فرهنگ زندگينامههاى محبّى ، يكيشان به نام يحيى بن ابى الصفا محاسنى ( متوفّى به سال 1643 / 1053 ه . ) چون سايه به دنبال او بود ، اين شخص همه گفتههاى مقرى را شنيده و در نتيجه همهء اظهارات شيخ را ثبت كرده بود . 208 مقرى در نهم ژوئن سال 1628 / پنجم شوال 1037 ه . دمشق را ترك كرد و در حدود سه سال در قاهره بماند و در مارس 1631 / شعبان 1040 ه . از قاهره به قصد دمشق بيرون شد كه در آنجا نيز بيشتر از بار اوّل نماند . از دمشق و مردم آنجا خشنود بود و ظاهرا اوّل بار بود كه قدر او را مىدانستند و مقام علميش را مىشناختند . و اين نكته در اشعار و نامههايى كه با دو يار دمشقى خود ، عمادى 209 و احمد بن شاهى ، 210 مبادله كرده و قسمتهايى از آن در كتاب وى و مجموعههاى ادبى آمده نمايان است .
ابن شاهين ، در ايام اقامت دمشق ، فرهنگنامهاى دربارهء سرگذشت كسان تأليف كرد كه اثر اين جريانهاى ادبى در آن جلوهگر است . يك نسخه از اين كتاب در مؤسّسهء مطالعات شرقى وابسته به آكادمى علوم شوروى موجود است . 211 مقرى كه در انديشه بود براى هميشه در دمشق مقيم بشود ، به قاهره برگشت تا امور خود را در آنجا تصفيه كند ولى در ژانويه سال 1632 / جمادى الثانى 1041 ه . كه چيزى بيش از چهل سال نداشت به مرضى ناگهانى درگذشت .
بىگفت و گو تشويق دمشقيان در تأليف مهمترين آثار ادبى مقرى مؤثر افتاده است .
خود او مىگويد كه ضمن گفت و گو با دوستان و خاصه با احمد بن شاهين 212 غالبا از اندلس ياد مىكردند 213 و ظاهرا سخنان او دلبستگى و علاقهاى فراوان در دل احمد بن شاهين نسبت به شخصيّت و نبوغ لسان الدّين به خطيب پديد آورد ، از اين رو به مقرى اصرار كرد كه كتابى خاصّ دربارهء ابن خطيب بنويسد . 214 مقرى به علل مختلف مدتها از قبول اين تقاضا ابا داشت ، ولى خيلى زود تسليم شد ، 215 گويا نمىتوانست با علاقهء شخصى خويش مخالفت كند . وقتى به قاهره برگشت ابن شاهين در نامهها و منظومههاى خويش وعده را به يادش آورد و مقرى كار تأليف را آغاز كرد و در كمتر از يك سال در بيست و يكم مه سال 1629 / بيست و هفتم رمضان 1038 ه . از آن فراغت يافت و به احتمال قوى فقط متن اوّلى را فراهم آورد و آن را نپيراست . 216 در اين مرحله كتاب همه مربوط به ابن خطيب بود ، بدين جهت عنوان عرف الطيب فى التعريف بالوزير ابن الخطيب داشت . 217 يك نسخه از اين متن كوتاه در مؤسّسهء مطالعات شرقى وابسته به آكادمى علوم شوروى هست . 218 در آغاز تأليف ، اين انديشه در مقرى نفوذ كرد كه بايد اين بحث را با گفت و گو در
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 579
مساهمون: ابوالقاسم پاينده
ص٥٧٩