تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 576

مساهمون:

ص٥٧٦
از او به اسپانيا آمده بود 193 سخن دارد . چنان كه از منابع ديگر توان دانست ، محتملا به سفارت روسى كه به سال 1687 - 1688 به فرانسه و اسپانيا رفته اشاره مىكند . 194 سفرنامهء غسّانى بر نوشته‌هاى ديگر بىاثر نبود ؛ در قرن بعد يك سفرنامه همانند آن را مىبينيم كه يك مراكشى ديگر به نام غزال به مأموريت ديپلماسى سوى اسپانيا رفته و از خلال گزارش وى انعكاس سفرنامهء غسّانى را مىتوان ديد . 195 به احتمال قوى شريف سفر غسّانى را موفقيت‌آميز تشخيص داده بود ، زيرا به سال بعد يعنى 1692 / 1103 ه . وى را به دبيرى سفارت ديگر سوى تركان الجزاير فرستاد و از اين سفر گزارشى نمانده است . غسّانى به سال 1707 / 1119 ه . در فاس وفات يافت . در قرن هفدهم نيز مغرب ، مانند دورانهاى سابق ، بعضى مورّخان داشت كه يا به سبب علاقهء آشكار به جغرافيا يا از اين جهت كه مطالب جغرافيايى فراوان در مؤلّفاتشان هست جلب نظر مىكنند . در آن ميان كسى كه بيشتر از همه در محافل اروپايى شهره شد ، محمّد بن ابو القاسم رعينى قيروانى است كه معمولا به نسبت اخير يا به كنيهء دوّم خود « ابن ابى دينار » خوانده مىشود . 196 از كتاب المؤنس فى أخبار إفريقيا و تونس وى يك چاپ قديمى تونسى هست كه به سال 1869 / 1286 ه . مربوط است و چاپ تازه‌تر به سال 1931 / 1350 ه . تعلّق دارد . پليسيه و رموزا آن را از روى يكى از نسخه‌هاى خطّى به فرانسه ترجمه كرده‌اند . تأليف كتاب ، چنان كه در نسخهء خطّى و چاپى آمده ، به سال 1698 / 1110 ه . يا 1681 / 1092 ه . ، انجام گرفته است ، 197 و هنوز مبناى خطاى كرامرس ، كه تأليف كتاب را به سال 1446 / 850 ه . مىبرد ، معلوم نيست . 198 كتاب هفت باب و يك خاتمه دارد . باب اوّل در وصف تونس و باب دوّم در ولايت افريقيه است . باب سوّم از فتح افريقيه به دست عربان ، چهارم از فاطميان ، پنجم از زيريان ( از قرن دهم تا دوازدهم ) ، ششم از حفصيان ( از قرن سيزدهم تا شانزدهم ) ، و هفتم از دوران تسلّط تركان سخن دارد . خاتمه چهار قسمت است و اضافات و تتمه‌ها دارد كه بعضا فرعى است ؛ همچون اطّلاعات متفرّقه از تونس و تغييرات آن در جريان تاريخ و رواجى كه صحيح بخارى در شمال افريقا يافته است ، و جز آن . در بعضى از بابها ، بخصوص اوّل و دوّم ، مؤلّف گاهى به رشتهء جغرافياى اقليمى و گاهى به رشتهء فضايل نزديك مىشود . با آنكه تاريخ تأليف كتاب متأخر است از آن ستايش شده و آمارى ، خبرهء اين مطالب ، گويد : « يك كتاب دقيق روايتى است متعلّق به قرن هفدهم كه پاره‌اى ملاحظات نقشه بردارى و تاريخى دربارهء افريقا از هنگام فتح عرب تا موقع تسلّط عثمانى در آن فراهم آمده است . مؤلّف سليقهء انتقاد دارد و از مطالب بسيارى استفاده كرده كه بىواسطه به ما نرسيده است . » 199 به نظر كودرا كتاب قيروانى حتّى براى تاريخ اسپانيا بىاهميت نيست . 200