حجّ كرد و در راه از توات ، و رجله ، و طرابلس گذشت و به مصر رسيد . مدّتى در قاهره و مكّه درس گرفت و بار ديگر از سال 1662 / 1073 ه . مدّتى نهچندان دراز در مكّه و مدينه مقيم شد ولى به سال 1679 / 1090 ه . در وطن خويش از طاعون بمرد . يادداشتهاى پراكندهء خود را در اثناى حجّ تدوين كرد ، ولى در سفر آخر متن نهايى سفرنامهء معروف خود را پاكنويس كرد كه آن را با دو عنوان مىشناسيم : يكى عنوان سنّتى الرحلة العياشيه و ديگرى عنوان متكلّفانهء ماء الموائد . كتاب به سال 1898 / 1310 ه . در فاس در دو جلد به چاپ سنگى رسيده است . 173 از مضمون كتاب توان ديد كه مؤلّف در ملحهء اوّل به گفت و گو از اولياء و عالمان و درويشان و صوفيان علاقه داشته و از جغرافيا ، عادات ، دين ، و سرگذشت صوفيان و محدّثان نيز مطالب گونهگون دارد . هماهنگ با اهميت كتاب به عنوان يك منبع جغرافيايى ، اهميت آن را از لحاظ تاريخ آن عصر ، از ياد نبايد برد . البتّه گزارشهاى كتاب به طور كلّى خشك و بىروح است و نشانهء دوران انحطاط را در سبك آن مىتوان ديد ، ولى جز در مواردى كه از موضوعات صوفيانه سخن مىكند و به عبارت مغلق و قلمبه مىگرايد ساده است . تركيب عمومى كتاب به نسبت زياد ، از علاقهء مفرط مؤلّف به دنباله نويسيهاى مكرّر ، به تباهى گراييده است .
ضمن مطالب جدى كتاب ، گزارش راه كاروانرو از مغرب تا مكّه ، با توضيح كافى دربارهء منزلگاههاى مختلف ، اهميت خاص دارد . مطالبى نيز دارد كه از روى آن حدود زمينهاى صحرايى و زمينهاى كشاورزى را مىتوان شناخت و از دههء پنجم قرن پيش بر بروگه مترجم سفرنامه ، نظرها را به اين قسمت جلب كرد ، ولى مؤلّف اين گونه مطالب را درخور علاقهء جدى سفرنامهء خويش نمىدانسته و بيشتر از همه به كنجكاوى در روشهاى علوم اسلامى در قلمرو سفر پرداخته تا آنجا كه كتاب وى يك دايرة المعارف در نوع خود منحصر به فرد دربارهء علوم و تصوّف شده است . مؤلّف مقيّد بوده كه به هر مناسبت از نسخههاى كميابى كه در جاهاى مختلف ديده سخن آرد . كتاب وى ، كه مؤلّفان متأخر مغرب استفادهء بسيار از آن كردهاند ، 174 آخرين كتاب از سلسلهء منتخبات جغرافيايى است كه بلاشر منتشر كرده و ما غالبا در اين كتاب به تصحيحهاى او مراجعه كردهايم . اين كار بلاشر قابل توجيه نيست ، زيرا پس از عياشى نيز در همين مسير نويسندگانى بودند كه به تكميل مواريث جغرافيايى پرداختند امّا چيز تازهاى نياوردند ؛ ولى به هر حال كتاب او نمونهاى از همهء مؤلّفان دوران اخير است كه تا به دوران حاضر يا دستكم تا اواخر قرن نوزدهم هم پيشرفتى نداشته است .
سفرنامهء وزير و سياستمدار از نظر ما اهميت بيشتر دارد . ابو عبد اللّه محمّد ، وزير غسّانى ، از يك خاندان اندلسى بود كه در مراكش اقامت داشتند . وى به دوران طولانى مولاى اسماعيل ( 1673 - 1727 / 1083 - 1139 ه . ) ، يكى از شريفان علوى ، در مكناس دبير دربار بود و
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 573
مساهمون: ابوالقاسم پاينده
ص٥٧٣