مىكرده و نويسندهاى بسيار پر كار بوده تا آنجا كه معاصرانش او را « سيوطى عصر خود » لقب دادهاند . بىگفت و گو مؤلّفات محمّد بن علّان بكرى صديقى ( متوفّى به سال 1648 / 1057 ه . ) همانند سيوطى غالبا رسائلى مختصر است كه از موضوعات گونهگون سخن دارد . 126 در اينجا فقط از بعضى از رسائل وى سخن مىكنيم كه از جغرافياى اقليمى گفت و گو مىكند و علاقهء مفرط وى به وطنش حجاز در آن جلوهگر است . در اين مورد نيز بايد به عنوان « رسائل » كه حاجى خليفه آورده بس كنيم . يكى از اين مؤلّفات ، عنوان فضائل مكة المكرمة دارد و حلقهاى از زنجير قديمى و پرمايهء مؤلّفاتى نوعا يكسان است . 127 بعضى ديگر ، از موضوعات خاص سخن دارد ، چون رسالهاى دربارهء عمارت « بيت اللّه الحرام » كه انگيزهء آن سيلى خروشان بوده كه به سبب آن بيت الحرام خرابى يافته است . 128 رسالهء ديگر وى ، با موضوع خاصتر ، از فضيلت حجر الاسود سخن دارد ، با عنوان العلم المفرد فى فضل الحجر الاسود . 129 و با همين سبك رسالهاى خاصّ طائف دارد ، با عنوان طيف الطائف بفضل الطائف كه به گفتهء حاجى خليفه « مختصرى است داراى يك مقدّمه و دو باب ، كه در 1638 / صفر 1048 ه . تأليف آن به سر رسيده است » . 130 شمار مؤلّفات اين سيوطى مكّى ( يعنى محمّد بن علّان ) آشكارا معلوم مىدارد كه اين گونه مؤلّفات تا دوران مؤلّف همچنان رواج داشته است .
بهترين نمونهء سفرنامههاى اين دوران ، مؤلّفات يك همشهرى دمشقى است از خاندان محبّى ، كه به داشتن تعدادى از دانشوران شهره است . وى فضل اللّه بن محب الدّين ( متوفّى به سال 1671 / 1082 ه . ) نام داشت . 131 در جوانى به سبب نارضايى از كار تدريس ، دمشق را ترك كرد و در سن هفده سالگى 1638 / 1048 ه . به حلب رفت ، ولى توفيق قابل ملاحظهاى نيافت و باز به دمشق بازگشت و پدرش كار تدريس رابه او واگذاشت . به سال 1641 / 1051 ه . به قسطنطنيه سفر كرد و يك سال در آنجا به تدريس پرداخت ، سپس براى مدّتى به دمشق رفت و به سال 1649 / 1059 ه . همراه قاضى ، كه در كار قضا نيابت او را داشت ، به قصد مصر از دمشق درآمد و در الأزهر به تدريس مشغول شد . پس از آنكه سالهاى دراز در مولد خود به سر برد بار ديگر به سال 1662 / 1073 ه . به قسطنطنيه رفت و اين بار بتقريب چهار سال آنجا بماند .
سالهاى آخر زندگانى خويش را به دمشق گذرانيد . وى مشاهدات همهء سفرهاى خود را در سه كتاب بهجا نهاده كه ووستنفلد آنها را الرحلة الحلبية ، الرحلة المصرية ، و الرحلة الى القسطنطنية مىنامد ، كه نسخهء آنها به دست ما نرسيده 132 ولى عنوانها مؤيّد گفتار ماست كه استانبول در آن روزگار مركز جاذبهء قلمرو عربى بوده و بخصوص اهل ادب را از مناطق مختلف و از جمله دور شهر مقدّس مكّه و مدينه به سوى خود مىكشيده است . يكى از مردم مدينه كه در آنجا بزرگ شده بود ، محمّد كبريت مدنى ( متوفّى به سال 1659 / 1070 ه . ) بود كه به دوران
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 567
مساهمون: ابوالقاسم پاينده
ص٥٦٧